X
تبلیغات
گروه زبان وادبیات فارسی متوسطه ابرکوه

گروه زبان وادبیات فارسی متوسطه ابرکوه

آموزشي - ادبي

پرسش های طبقه بندی شده ادبیات سال اول دبیرستان24-21

درس بیست ویکم : زندگی من (زندگی هِلِن کلر که نابینا و ناشنوا بود)

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) والدینم سخت مغموم بودند ، زیرا تردید داشتند که من قابل تعلیم و تربیت باشم.

2) من می آموختم که چگونه پرندگان از مواهب طبیعت برخوردار می شوند.

3) تحصیل باید با فراغ بال و تأنّی صورت گیرد.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- تحصیل باید با تحصیل باید با فراغ بال و تأنّی صورت گیرد.

2ـ  چگونه پرندگان از مواهب طبیعت برخوردار می شوند.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) جمله ی داده شده در مورد کدام نویسنده است؟

« زن نابینا و کرو لالی که با استعداد خود ، دنیا را به تحسین و اعجاب واداشت و در بیست و چهار سالگی به اَخذ درجه ی لیسانس از دانشگاه نایل آمد.»

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) منظور هلن کلر از جمله های « در این راه بارها به عقب می لغزیدم ، کمی جلو می رفتم ، سپس امیدوار می شدم.» چیست؟

2) نویسنده زندگی من ( هلن کلر)چه چیزهایی را برای خود نور خورشید و بهشت دانسته است؟

 

پاسخ پرسش های درس بیست ویکم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) پدر و مادرم بسیارغمگین بودند ، زیرا شک داشتند که توانایی آموزش و تربیت را داشته باشم.

2) من یاد گرفتم که چگونه پرندگان از نعمت های طبیعت بهره مند می شوند.

3) یادگیری باید با آسایش خیال و آهستگی و دقّت و تفکّر انجام گیرد.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- آهستگی 2- بخشش ها ، نعمت ها

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- هِلِن کلر

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- یعنی وقتی که با مشکلات رو به رو می شدم ، گاهی خسته می شدم و احساس شکست می کردم ، امّا دوباره امیدوار به کارم ادامه می دادم .

2- کتاب مانند نور خورشید و ادبیات ، بهشت موعود بود.

درس بیست ودوم : پیرمرد ، چشم مابود.

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) ازاین همه رفت و آمد به تنگ آمده بود.

2) شندرغازی از وزارت فرهنگ می گرفت.

3) مدّتی بود که پیرمرد افتاده بود.

4) در چنان بیغوله ای ،آشنایی غنیمتی بود.

5) توی جماعت بُر خورده بودم.

6) اصلاً با ادب شهر نشینی اُخت نشده بود.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- در چنان در چنان بیغوله ای ،آشنایی غنیمتی بود.        2- اصلاً با زندگی شهرنشینی اُخت نشده بود.

3- از قند و چای تا تره بار و بُنشن .               4- در این سفرهای هر ساله به جستجوی تسلّایی می رفت.

5- خانه ی پیرمرد پناهگاهی شده بود برای خیل جوانان.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) منظور از عبارت « هر چه بر او تنگ گرفتند ، کمربندِ خود را تنگ تر بست.» چیست؟

2) منظور از جمله ی « هم چون مروارید در دل صدف ، کج وکوله سال ها بسته ماند. » چیست؟

3) چرا همسر و فرزندان نیما از او گله داشتند؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) درس « پیرمرد چشم ما بود» ، نوشته ی کیست و موضوع آن درباره ی کیست؟

2) در عبارت « هرگز گمان نمی کردم که کار از کار گذشته باشد.» منظور از جمله ی مشخّص شده چیست؟

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) مفهوم عبارت مشخّص شده را بنویسید. « در چشم او که خود چشمِ زمانه ی ما بود ، آرامشی بود.»

2) مفهوم عبارت مشخّص شده را بنویسید.

« محل هنوز بیابان بود و خانه ها درست از سینه ی خاک بیرون آمده بودند

3) در جمله ی زیر ، عبارت مشخّص شده کنایه از چیست؟

« تازه فهمیدم که در زدن میراب نیست و شستم خبردار شد

4) با توجه به متن زیر به پرسش ها پاسخ دهید.

ـ « بار اول که پیرمرد رادیدم در کنگره ی نویسندگانی بود که خانه ی فرهنگ شوروی در تهران علم کرده بود ؛ دیگر شعرا کاری به کار او نداشتند. من هم که شاعر نبودم و توی جماعت بُر خورده بودم ، به همین طریق بود که دست آخر با حقارت زندگی هامان اُخت شد. هم چون مروارید در دل صدف کج وکوله سال ها بسته ماند.»

الف ـ منظور نویسنده از پیرمرد کیست؟

ب ـ علم کرده بود یعنی چه؟

ج ـ « توی جماعت بُر خورده بودم » به چه معناست؟

د ـ نویسنده ی این متن کیست؟

هـ ـ منظور نویسنده از جمله ی « هم چون مروارید در دل صدف ، کج وکوله سال ها بسته ماند. » چیست؟

پاسخ پرسش های درس بیست و دوم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) به خاطر رفت و آمد فراوان شاعران ناراحت شده بود.

2) حقوقِ کمی از وزارت فرهنگ می گرفت.

3) مدّتی بود که پیرمرد(نیمایوشیج)مریض شده بود.

4) در آن گوشه ی دور از مردم ، داشتنِ آشنا ،‌بسیار خوب بود.

5) به طور اتّفاقی در میان آن جمع قرار گرفته بودم.

6) اصلاً به زندگی در شهر عادت نکرده بود.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- کُنج ، گوشه ی دور از مردم . 2- مأنوس ، عادت کرده 3- خواروبار 4- آرامش یافتن ، بی غم بودن. 5- گروه ، عدّه.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- هرچه او را اذّیت کردند، بیشتر مقاومت کرد. 2- نیما، شاعر ارزشمندی بود . امّا در زمانه ی نابسامان ما ناشناخته ماند.

3- زیرا به وظایف پدری و شوهری خود عمل نمی کرد.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- جلال آل احمد ـ درباره ی نیمایوشیج(علی اسفندیاری)=> پدر شعر نو

 2- یعنی کار تمام شده بود ، به پایان رسیده بود.

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- برای روزگار ما بسیار عزیر و گرانقدر بود.

2- خانه ها در زمین خاکی ساخته شده بودند.

3- فهمیدم ، متوجّه شدم ، با خبرشدم.

4- الف ـ نیماپوشیج ب ـ برپا کرده بود ، ‌برگزار کرده بود.

ج ـ بر حسب اتّفاق در میان آن جمع قرار گرفته بودم. د ـ جلال آل احمد

هـ ـ نیما با وجود ارزشمند بودنش ، در جامعه ی نابسامان ناشناخته ماند و کسی ارزش او را نفهمید.

درس بیست و سوم : مسافر / دیده ور / سروری / دریا / لاله ی آزاد

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) از خون رگ خویش است ، گر رنگ به رخ دارم              مشّـاطه نمی خواهد ، زیبایی رُخسارم

2) از جلوه ی سبز و سرخ ، طرح چمنی ریزم                      گشته است ختن صحرا از بوی دلاویزم

3) خــــدا آن ملّــتی را ســـروری داد                     که تقــدیرش به دست خویش بنوشت

4) ولی با من بــگو آن دیده ور کــیست                   که خــاری دید و احـوال چـمن گـفت

5) از سعی کسی منّت برخود نپذیرم من                   قید چمن و گلشن بر خویش نگیرم من

6) آبم نم باران است ، فارغ ز لب جویم                   تنگ است محیط آن جا ،‌در باغ نمی رویم

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- در دشت مکان دارم ، هم فطرت آهویم. 2- قید چمن و گلشن بر خویش نگیرم من. 3- دو صد دانا در این محفل سخن گفت.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در بیت زیر ، لاله وارستگی خود را چگونه وصف کرده است؟

« بر فطرت خود نازم ، وارسته ضمیرم من              آزاده برون آیم ، آزاده بمیرم من»

2) مصراع « رانده ست جنونِ عشق از شهر به افسونم» یادآور کدام داستان است؟

3) در بیت زیر مسافر کیست و غربتش در چیست؟

« ولیکن کس ندانست این مسافر                    چه گفت و با که گفت و از کجا بود»

4) در بیت زیر از نظر شاعر « دیده ور »کیست؟

« ولی با من بگو آن دیده ور کیست                   که خاری دید واحوال چمن گفت »

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) « نوای کوهسار» اثر کیست؟

2) در مصرع « من لاله آزادم ، خود رویم و خود بویم » مشبّه و مشبّه به را مشخّص کنید.

3) متن داده شده درباره ی کدام نویسنده و شاعر است؟

« شاعر و متفکّر پاکستانی است و در استقلال پاکستان نقش مهمّی داشت.»

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) با توجّه به بیت زیر خداوند کدام ملّت را گرامی می دارد؟

« خــــدا آن ملّــتی را ســـروری داد                     که تقــدیرش به دست خویش بنوشت»

2) بیت زیر بیانگر چه مطلبی است؟

« بر ساقه ی خود ثابت ، فارغ ز مددکارم               نی در طلب یارم ، نی در غم اغیارم»

3) در مصراع زیر « رخت بربستن» کنایه از چیست؟

« چو رخت خویش بربستم از این خاک»

4) در بیت زیر مفهوم مصراع اوّل چیست؟

« چو رخت خویش بربستم از این خاک                    همه گفتند با ما آشنا بود»

5) با توجّه به بیت زیر خدا به چه ملّتی سروری می دهد؟

« خــــدا آن ملّــتی را ســـروری داد                    که تقــدیرش به دست خویش بنوشت»

6) در بیت زیر منظور از « خار» چیست؟

« ولی با من بگو آن دیده ور کیست                     که خاری دید واحوال چمن گفت »

پاسخ پرسش های درس بیست وسوم

الف) بیان معنی شعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) اگر رنگ من سرخ است به خاطر خونی است که در رگ هایم جاری است. زیبایی چهره ی من نیازی به آرایش آرایشگر ندارد.

2) با رنگ سرخ و سبز خود چمنی زیبا و دل انگیز می سازم ، از بوی دلاویز من صحرا خوشبو شده است.

3) خداوند به ملّتی سروری و بزرگی می بخشد که سرنوشت خودش را خودش تعیین می کند.

4) به من بگو چه کسی دیده ور(انسان حقیقت بین) است.یعنی بدی ها را می بیند ، ولی از خوبی ها سخن می گوید.

5) من نیاز به کمک و یاری کسی ندارم و به چمن و گلزار وابسته نمی شوم.

6) از نمِ باران می نوشم و به آب ِجویبار نیازی ندارم ، در باغ نمی رویم ، زیرا محیطِ باغ برای من تنگ است.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- سرشت 2- وابستگی ، بند 3- مهمانی ، مجلس ( در اینجا دنیا ، جهان)

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- لاله ، آزاده زاده می شود(می رویَد)و آزاده می میرد و به هیچ کس وابسته و محتاج نیست. 2- داستان لیلی و مجنون

4- مسافر خود شاعر است و غربتش در این است که کسی او را نشناخت و معنی حرف هایش را نفهمید.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- محمد ابراهیم صفا.     2- مشبّه => من(شاعر) ـ مشبّه به => لاله      3- محمد اقبال لاهوری

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- ملّتی که روی پای خود بایستد ، تقدیرش را خود تعیین می کند.

2- یعنی به هیچ کس وابسته و محتاج نیستم.

3- رفتن ، کوچ کردن ، مردن

4- هنگامی که از این دیار و از این کشور کوچ کردم ، پس از مرگم همه گفتند: او را می شناختیم .

5- ملّتی را که سرنوشت خود را خودش تعیین کند و استقلال دارد.

6- مشکلات و سختی های جام

درس بیست و چهارم: تا هست عالمی ، تا هست آدمی (عبید رجب )

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) زیب از بنفشه دارد و از نازبویْ بوی.

2) لفظی که از لطافتِ آن جان کند حضور.

3) نامش بَرم به اوجِ سَما می رسد سرم.

4) فارم چو صوت بلبل و دلبر چو آبشار.

5) چون ذرّه های نورِ بَصر می پرستمش.

6) کاین شیوه ی درّی تو چون دود می رود.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1) سرسان مشو عدو / قُبحی زمن مجو. 2) زیب از بنفشه دارد و از نازبوی بوی.

3) از تنگِ شکر است / قیمت تر و عزیزتر . 4) قُبحی زمن مجو. 5- فارم چو صوت بلبل و دلبر چو آبشار

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مقصود از« لفظی که پیشِ هر سخنم آورد سجود» چیست؟

2) در ابیات زیر: شاعر ،زبان فارسی را به چه چیزهایی تشبیه کرده است؟

« نو نو طراوتی بدهد / چون سبزه ی بهار / فارم چو صوت بلبل و دلبر چو آبشار.»

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) عبارت داده شده در مورد کدام شاعر می باشد؟

« شاعر معاصر تاجیک است و شعرِ ( تا هست عالمی ، تا هست آدمی» از اوست.»

2) در ابیات زیر مشبّه و مشبّه به را مشخّص کنید.

« هر دم به روی من / گوید عدوی من / کاین شیوه ی درّی تو چون دود می رود.»

3) از شاعران فارسی زبان تاجیکستان یک شاعر نام ببرید.

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) « صد مرد معتبر» در قطعه ی شعر زیر چه کسانی هستند؟

« نامش برم به اوجِ سَما می رسد سرم / از شوق می پرم / صد مردِ مُعتبر / آید برِ نظر.»

پاسخ پرسش های درس بیست وچهارم

الف) بیان معنی شعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) زیبایی خود را از بنفشه و بوی خوش خود را از ریحان گرفته است.

2) الفاظ آن به لطافت جان و روح است.

3) وقتی نام آن (زبان فارسی) را می برم ، به خود افتخار می کنم.

4) هم چو آواز بلبل خوشایند و مانند آوای آبشار دلنواز است.

5) این زبان فارسی مانند دود درحال نابودی است.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- سرگردان 2- زیبایی ـ ریحان 3- بار 4- زشتی 5- خوشایند(موافق طبع)

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- لفظی که هر سخن آن مرا وادار به ادای احترام می کند. 2- سبزه ی بهار ، صوت بلبل و آبشار.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- عُبید رجب 2- شیوه ی دری تو => مشبّه  /  دود => مشبّه به

3- یکی از شاعران(عُبید رجب ، صفیّه گلرخسار ، صدرالدین عینی)

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- مقصود، بزرگان علم و ادب فارسی است.

پایان

   (نمونه اشعار حفظی: نوبت اول

1) راه دهید یار را ، آن ....................... را                  کز رخ نور بخش او .................... می رسد

2) چاک شده ست آسمان ، .......................                عنبر و مشک می دمد ، ................ یار می رسد

3) رونق باغ می رسد،.............................                 غم به کناره می رود ،.............................

4) ........................... تا چه شراب می خورند               روح ....................... شد ، عقل خمار می رسد

5) گفتم غم تو دارم ،.............................                     گفتم که ماه من شو ،............................

6) گفتم ز ........................ رسم وفا بیاموز                    گفتا ز ...................... این کار کمتر آید

7) گفتم که ........................... گمراه عالمم کرد               گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید

8) گفتم خوشا هوایی کز ...................... خیزد                   گفتا ........................ . کز کوی دلبر آید

9) گفتم که نوش لعلت ما را به .........................               گفتا تو بندگی کن کاو........................آید

10) گفتم زمان .................... دیدی که چون سر آمد            گفتا .............. حافظ کاین غصه هم سرآید

پاسخ نمونه اشعار حفظی (نوبت اول)

1- مَه ده چهار ـ نور نثار 2- غلغله ای است در جهان ـ سَنجَق 3- چشم و چراغ می رسد ـ مَه به کنار می رسد.

4- خلوتیان آسمان ـ خراب و مست 5- گفتا غمت سر آید ـ گفتا اگر بر آید 6- مهرورزان ـ خوبرویان 7- بوی زُلفت

8- باد صبح ـ خُنک نسیمی 9- آرزو کُشت ـ بنده پرور 10- عشرت ـ خموش.

 

نمونه اشعار حفظی نوبت دوم

1) بوی گل و بانگ مرغ برخاست                           ................................

2) فراش خزان ............... بیفشاند                         ......................... چمن بیاراست

3) ما را سر باغ و بوستان نیست                              ......................................

4) روزی ..................... ما بسوزد                         آتش که به زیر دیگ ......................

5) از .................... ما خبر ندارد                               ................... که بر کنار دریاست

6) بوی گل و .............. مرغ برخاست                           هنگام .................. و روز صحراست

7) فرّاش خزان ورق بیفشاند                                       .................................

8) شباهنگام ، در آن دم ، که بر جا ، درّه ها چون ..................... خفتگان اند / تو را من ................... در راهم.

9) تو را من چشم در راهم ................... / که می گیرند در شاخِ تلاجن ....................... رنگ سیاهی.

10) در آن نوبت که بندد دست ........................ به پای .................. دام

11) گرم یادآوری یا نه ، من از ................... نمی کاهم.

12) نالیدن بی حساب سعدی                             .............................

 13 ) روزی تر و خشک ما بسوزد                       .............................

14) در روی تو سرّ صنع بی چون                        .........................

15) از غرقه ی ما خبر ندارد                              ...........................

16) گرم .............. یا نه / من از یادت ...........

 17) و ز ان ............... راست اندوهی ................ / تو را من چشم در راهم.

پاسخ نمونه اشعار حفظی نوبت دوم

1- هنگام نشاط و روز صحراست 2- ورق ـ نقّاش صبا 3- هرجا که تویی تفّرج آن جاست 4- تر و خُشک ـ سوداست

1- غرقه ی ـ آسوده 6- بانگ مرغ ـ نشاط 7- نقّاش صباچمن بیاراست 8- مرده ماران ـ چشم 9- شباهنگام ـ سایه ها

10- نیلوفر ـ سرو کوهی 11- یادت 12- گویند خلاف رای داناست. 13- آتش که به زیر دیگ سوداست.

14- چون آب در آبگینه پیداست. 15- آسوده که بر کنار دریاست. 16- یادآوری ـ نمی کاهم 17- دل خستگانت ـ فراهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:49  توسط   | 

پرسش های طبقه بندی شده ادبیات سال اول20-16

درس شانزدهم : مسجد جلوه گاه هنر اسلامی

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) هنر معماری مفهومِ انتزاعی را با هدف انتفاعی در هم آمیخت.

2) در طول نسل ها و قرون ، در فاصله ی آفاق مختلف ، هنر اسلامی ملجئی پاک تر و نمایشگاهی امن تر از مسجد نداشته است.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- هنر معماری ملجئی پاک تر و نمایشگاهی امن تر از مسجد نداشته است. 2- مساجد نزدیک بود به دارالاماره

3- صوفیه هم برای اعتکاف در مسجد خلوت می گزیدند. 4- حلقه های اذکار در مساجد تشکیل می یافت.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) تنوّع در شیوه ی معماری مساجد در کشورهای اسلامی ناشی از چیست؟

2) در صدر اسلام از مسجد چه استفاده هایی می شده است؟

3) چرا نویسنده مسجد را جلوه گاه هنر اسلامی می داند؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- نام نویسنده ی کتاب « با کاروان حلّه» چیست؟ 2- « بحر در کوزه» اثر کیست؟ 3- دو اثر از عبدالحسین زرّین کوب نام ببرید.

پاسخ پرسش های درس شانزدهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) هنر معماری مفاهیم ذهنی و معنوی را با مفاهیم غیر معنوی و سودمند در هم آمیخت.

2) در طی زمان های گذشته و قرن های سابق و در کشورهای مختلف ، هنر اسلامی پناهگاهی پاک تر و امن تر از مسجد نداشته است.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- پناهگاه 2- سرای حکومتی ، قصر حاکم ( پایتخت، مرکز حکومت)

3- گوشه نشینی ، نوعی از عبادت مؤمنان که چندین شب به طول می انجامد. 4- ذکر خدا را گفتن.( مجالس دعا)

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) ناشی از آن است که ملل مختلف مسلمان ( تُرک ، فارس و عرب) هر کدام نوعی از هنر خود را در معماری مساجد به کار برده اند.

2) ذکر خدا را گفتن( مجالس دعا)، تجمّع ، راز و نیاز با خدا ، عبادت ، اعتکاف.

3) زیرا در مسجد می توان انواع هنرهای اسلامی مانند: خط ، نقّاشی ، کاشی کاری و معماری را مشاهده کرد.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- عبدالحسین زرّین کوب 2- عبدالحسین زرّین کوب

3- نقد ادبی ، با کاروان حلّه ، بحر در کوزه ، سرّ نی، بامداد اسلام (دو مورد کافی است. )

 

درس هفدهم : کلاس نقّاشی

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) گریزی رندانه زد که به سود اسب انجامید.

2) معلّم در بیرنگ اسب حرفی به کارش بود.

3) معلّم رنگ را نگارین می ریخت.

4) گریزی رندانه زد.

5) خَلفِ صدقِ نیاکانِ هنرور ِخود بود.

6) پی بردیم راه دست خودش هم نیست.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- معلّم از مخمصه رسته بود. 2- دست معلّم از وقب حیوان روان شد.

3- معلّم مشوّش بود. 4- از یال و غارب به زیر آمد ، و از پستی پشت گذشت.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) کشیدن چه قسمتی از اسب برای معلّم مشکل بود ، او برای حل مشکل خود چه چاره ای اندیشید؟

2) چند اصطلاح نقّاشی را که سهراب سپهری در متن درس آورده است ، بنویسید.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- اتاق آبی از کیست؟                      2- دو ویژگی مهم شهر سهراب سپهری را بنویسید.

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) با توجه به عبارت های زیر به پرسش ها پاسخ دهید.

« زنگ نقاشی دل خواه و روان بود . خشکی نداشت ، معلّم دور نبود ، صورتک به رو نداشت ، نقش بندی اش دلگشا بود . در پیچ و تاب عرفانی اسلیمی آدم چه کاره بود؟»

الف ـ متن بالا از کدام کتاب انتخاب شده و مؤلف آن کیست؟

ب ـ مفهوم عبارت های داده شده را بنویسید.

1- معلم صورتک به رو نداشت.

2- نقش بندی اش دلگشا بود.

ج ـ یک واژه را در متن بیابید که به صورت ممال نوشته شده است.

د ـ مفهوم کلّی « معلّم دور نبود» را بیان کنید.

2) با توجه به عبارت های زیر به پرسش ها پاسخ دهید.

« زنگ نقّاشی دل خواه و روان بود ، خُشکی نداشت . به جد گرفته نمی شد . خنده در آن روا بود . معلّم دور نبود. صورتک به رو نداشت. « صاد» معلّم ما بود . آدمی افتاده و صاف. کارش نگار نقشه ی قالی بود و در آن دستی نازک داشت. نقش بندی اش دل گشا بود و رنگ را نگارین می ریخت... معلّم مرغان را گویا می کشید: گوزن را رعنا رقم می زد ، سگ را روان گرته می ریخت ،امّا در بیرنگ اسب حرفی به کارش بود.

الف ـ منظور از « صورتک به رو نداشت» در عبارت فوق چیست؟

ب ـ « دست داشتن» در عبارت « در آن دستی نازک داشت.» یعنی چه؟

ج ـ « گَرته برداری» یعنی چه؟

د ـ مشکل معلّم در چه بود؟

پاسخ پرسش های درس هفدهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در نقّاشی با زیرکی ، حیله و تدبیری انجام داد که به نفع اسب تمام شد.

2) معلّم در نقّاشی بیرنگ( طرح اولیّه) اسب مشکل داشت.

3) معلّم رنگ را هنرمندانه به کارمی برد.

4) تدبیری زیرکانه به کار برد.

5) جانشین راستین اجداد هنرمند خود بود(کاملاً از اجداد هنرمند خود در نقّاشی پیروی می کرد.)

6) فهمیدیم که خودش هم در این کار مهارت ندارد. (کنایه)

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- گرفتاری ، مشکل 2- هر فرورفتگی اندام مانند گودی چشم 3- پریشان ، نگران ،آشفته 4- میان دو کتف

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- مچ و سم ـ سبزه زاری کشید و پاهای اسب را در آن قرار داد. 2- صورت گری ، گرته برداری ، بی رنگ ، نگارین.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- سهراب سپهری 2- ساده و بی آلایش و لبریز از مفاهیم عرفانی.

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- الف ـ اتاق آبی ، سهراب سپهری ب ـ 1- قیافه ی جدّی به خود نمی گرفت 2- نقّاشی اش جذّاب و دل نشین بود.

ج ـ اسلیمی د ـ معلّم صمیمی و مهربان بود.

2- الف ) ظاهر سازی نمی کرد ب)مهارت داشت ج) طراحی تصویر با خاکه ذغال د) در طراحی اسب مشکل داشت

درس هجدهم : مشروطه ی خالی / ناله ی مرغ اسیر

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر و نثر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) ستاره مان از اول مطابق نیامد.

2) یک دفعه سی و سه بندم به تکان افتاد.

3) الهی! همیشه نان سواره باشد و او پیاده.

4) حالا بعد از دو سال تازه سر حرف من افتاده اند.

5) مُرده شور کمال و معرفتت را ببرد با این حرف زدنت.

6) خانه ای کاو شود از دستِ اَجانب آباد                 ز اشک ویران کنش آن خانه که بیت الحَزَن است.

7) بعد از یک سال عرض و عرض کشی مرا به این آتش انداخت.

8) جامه ای کاو نشود غرقه به خون بهر وطن              بِدر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- با شریک الملک بابام برود مرافعه. 2- مشروطه یعنی آسایش رعیّت. 3- شأن مقنّن بالاتر از آن است که به قانون عمل کند.

4- درست دقّت کردند، اما در چه؟ در عِظَم بطن.

5- ناله ی مرغ اسیر این همه بهر وطن است              مَسلک مرغ گرفتار وطن همچو من است.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) چرا در متن درس ، نویسنده اصرار می ورزد که مردم ، وکیل تعیین نکنند؟

2) به دو مورد از باورهای عوام که در متن درس آمده است ، اشاره کنید.

3) منظور از مرغ اسیر در بیت زیر چیست؟

« ناله ی مرغ اسیر این همه بهر وطن است                  مسلک مرغ گرفتار وطن همچو من است»

4) برای واژه ی « همّت» دو هم خانواده بنویسید.

5) برای واژه ی « مسلک» دو هم خانواده بنویسید.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) کاربرد واژگان و ترکیبات عربی در دوره ی مشروطه چگونه است؟

2) ادبیات دوره ی مشروطه از نظر مضمون چگونه است؟

3) ویژگی زبان شعر و نثر در دوره ی مشروطه را بیان کنید.

4) این عبارت درباره ی کیست؟

« شاعر و تصنیف ساز معروف مشروطه که صدایی خوش داشت و به همین دلیل مورد توجه مظفرالدین شاه قرار گرفت.»

5) مقالات سیاسی ـ انتقادی دهخدا با چه نامی و با چه امضایی در روزنامه صور اسرافیل چاپ می شد؟

6) از نظر مضمون در شعر و نثر دوره ی مشروطه چه مسائلی بازگفته می شود؟

7) ارزشمندترین اثر دهخدا چه نام دارد؟

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) عبارت « همیشه نان سواره باشد و او پیاده» به چه معناست؟

2) عبارت « چرا هیچ کدام مثل تو و بابام ، شب و روز به جان هم نمی افتند.» کنایه از چیست؟

3) در عبارت « بعد از یک سال عرض و عرض کشی مرا به این آتش انداخت» عبارت مشخّص شده کنایه از چیست؟

4) « حالا بعد از دو سال تازه سر حرف من افتاده اند» یعنی چه؟

پاسخ پرسش های درس هجدهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) از اول با هم تفاهم وتوافق نداشتیم .

2) بسیار متعجّب و ناراحت شدم و لرزه بر بدنم افتاد.

3) الهی! همیشه فقیر و بی چیز باشد.

4) حالا بعد از دو سال متوجّه حرف های من شده اند(حرف هاب مرا فهمیده اند.)

5) این گونه که تو حرف می زنی ، کمال و معرفتت بسیار کم و ناچیز است.

6) کشوری که به دست بیگانگان آباد می شود ، ویران ماندنش بهتر است. زیرا چنین کشوری، محل غم و اندوه خواهد بود.

7) بعد از یک سال مرتّب شکایت به دادگاه بردن مرا گرفتارکرد.

8) لباسی را که در راه آزادی وطن خونین نشود ، باید پاره کرد. زیرا برای بدن ننگ است و ارزش آن از کفن کم تر است.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- دادگاه ، حل اختلاف 2- مردم زیردست و طبقه ی پایین جامعه 3- قانون گذار 4- بزرگی شکم 5- راه و روش

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- زیرا او می داند که مردم هنوز معنی واقعی وکیل را نمی دانند و فریفته ی ظاهر آن هستند.

2- الهی! نان همیشه سواره باشد و او پیاده ـ مطابق نیامدن ستاره 3- خود شاعر 4- اَهم ، مهم 5- سالک ، سلوک

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- ترکیب ها و واژه های ناآشنای عربی کم تر می شود. 2- واقعیات زندگی و مسائل سیاسی و اجتماعی بازگفته می شود

3- ساده تر و به زبان مردم کوچه و بازار نزدیک تر می شود. 4- عارف قزوینی

5- با نام « چرند و پرند» و با امضای « دخو» 6- واقعیات زندگی و مسائل سیاسی و اجتماعی

7- لغت نامه ی فارسی

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- یعنی همیشه گرسنه و فقیر باشد. 2- یعنی هر روز دعوا و مرافعه دارند.

3- شکایت کردن 4- یعنی تازه حرف مرا فهمیده اند.

 

درس نوزدهم : حاکم و فرّاشان / مرغ گرفتار

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر و نثر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) کُنج ویرانه ی زندان شد اگر سهمِ بهار                  شُکر آزادی و آن گنج خداداد کنید

2) بیستون بر سر راه است مباد از شیرین                  خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید

3) بیست نفر سوار با تیپ می آیند.

4) آشیان منِ بیچاره اگر سوخت چه باک                فکر ویران شدن خانه ی صیاد کنید

5) یاد از این مرغ گرفتار کنید ، ای مرغان             چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنید

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- حاکم جیره و مواجب این همه جمعیّت را از کجا می دهد؟ 2- هرگاه از دهات اطراف عریضه چی بیاید.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) اصطلاح « به روی بزرگوار خود نیاورده» کنایه از چیست؟ معادل امروزی آن را بنویسید.

2) جمله ی « آن طرفش را فرّاشان می دانند و چوب دستی های آنان» یعنی چه؟

3) در بیت زیر منظور از « گنج خداداد» چیست؟

« کُنج ویرانه ی زندان شد اگر سهمِ بهار                  شُکر آزادی و آن گنج خداداد کنید»

4) پسوند « باشی» در تُرکی چه معنی دارد؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مَلک الشّعرای بهار ، قصیده را به چه سبْکی می سرود؟

2) « سیاحت نامه ی ابراهیم بیگ» از کیست؟

3) جان مایه ی اشعار بهار چه موضوعاتی هستند؟

4) غزل اجتماعی در چه دوره ای در ایران رواج یافت؟ چند شاعر از این دوره نام ببرید.

5) کدام گونه ی ادبی با زبانی نرم و لطیف ، با استفاده از معانی عمیق و باریک به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد؟

6) کدام قالب شعری است که قافیه در مصراع نخست و تمام مصراع های زوج آن رعایت می شود و موضوع این شعر معمولاً بیان عواطف و احساسات است؟

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) در بیت زیر منظور از صیاد کیست؟

« آشیان منِ بیچاره اگر سوخت چه باک              فکر ویران شدن خانه ی صیاد کنید»

2) مفهوم کلّی بیت زیر چه می باشد؟

« گر شد از جور شما خانه ی موری ویران             خانه ی خویش محال است که آباد کنید»

پاسخ پرسش های درس نوزدهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) اگر چه از آزادی فقط گوشه ی زندان نصیب من شده ، امّا شما به خاطر نعمت آزادی شکر گزار باشید.

2) سر راهتان کوه بیستون قرار دارد ، مبادا از شیرین حرفی بزنید و دل فرهاد را غمگین کنید. (مبادا از دشواری های راه رسیدن به آزادی حرفی بزنید و موجب ناامیدی مبارزان شوید.)

3) بیست نفر سواره با نظم و ترتیب نظامی می آیند.

4) اگر خانه ی منِ بیچاره ویران شد ، باکی نیست ، شما به فکر ویران کردن خانه ی دشمن باشید./( تباه شدن زندگی من مهم نیست ، در اندیشه ی مبارزه با ستم گران باشید.)

5) ای دوستان وقتی که در باغ و بوستان گل ها را تماشا می کنید ، از منِ گرفتار و اسیر هم یادی کنید.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- حقوق ، مستمری 2- شاکی ، شکایت کننده

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- بی توجهی کردن ، توجه نکردن ـ معادل امروزی آن « انگار نه انگار» است.

2- یعنی در صورت نافرمانی نگهبانان تو را با چوب دستی تنبیه خواهند کرد. 3- آزادی 4- رئیس و سرپرست

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- سبک خراسانی 2- زین العابدین مراغه ای 3- آزادی و وطن

4- عصر مشروطه ـ محمّد تقی بهار ، عشقی ، عارف قزوینی ، فرّخی یزدی 5- ادبیات غنایی 6- غزل

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- دشمن ، ستمگران

2- کسی که ظلم می کند ، ظلم خواهد دید.( اگر به مردم ظلم کنید ، نخواهید توانست که کشور خود را آباد کنید.)

درس بیستم : سفر به بصره / پرستو در قاف

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مردِ پارسی هم تنگ دست بود و وسعتی نداشت که حال مرا مرمّتی کند.

2) سه ماه بود که موی سر باز نکرده بودیم.

3) و آن چه آن اعرابی کِرای شتر بر ما داشت ، به سی دینار ، هم این وزیر بفرمود تا بدو دادند و مرا از آن رنج آزاد کردند.

4) ما را به اِنعام و اکرام به راه دریا گسیل کرد ، چنان که در فِراغ به پارس رسیدیم.

5) تا بر رُقعه ی من اطّلاع یابد ، قیاس کند که مرا اهلیّت چیست؟

6) از برهنگی و عاجزی به دیوانگان ماننده بودیم.

7) باشد که ما را دَمکی زیادت تر در گرمابه بگذارد.

8) شوخ از تن خود باز کنیم.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- تا مردم بدانند که به شدّتی که از روزگار پیش آید ، نباید نالید.

2- هر که در مَسلخ گرمابه بود ، همه بر پای خاسته بودند.

3- به زبان تازی گفتم.                               4- مُکاری از ما سی دینار مغربی می خواست.

5- و پلاس پاره ای در پشت بسته از سرما.      6- چنان که هستی برنشین و نزدیک من آی.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) حرف « ک » در « خورجینک » به چه معنی است؟

2) جمله ی « می خواهم بحر را در کوزه ای بریزم» یعنی چه؟

3) معادل امروزی عبارت مقابل را بنویسید. الف ـ بخواستم رفت                 ب ـ در رویم

4) معادل امروزی « برنشین» و « چون از در رفتیم» را بنویسید.

5) چرا علیرضا قزوه نام سفرنامه ی خود را « پرستو » در قاف گذاشته است؟

6) ناصر خسرو از حوادثی که برایش پیش آمده ، چه استفاده ای می کند؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- نویسنده ی کتاب « پرستو در قاف » کیست؟

2- در عبارت زیر کدام آرایه ی ادبی موجود است؟

« کم کم شهر سفید پوش به استقبالمان می آید و من چقدر دوست دارم « بقیع» را ببینم.»

3- سفرنامه ی ناصر خسرو شامل چه مطالبی است؟

4- موضوع کتاب پرستو در قاف چیست؟

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) در عبارت زیر ، معنی قسمت مشخّص شده را بنویسید.

« چون از در رفتیم گرمابه بان و هر که در آن جا بودند ، همه بر پای خاستند و بایستادند.»

2) منظور از « خورشید علم» در عبارت زیر کیست؟

« در قبرستان بقیع ، آن سنگ سوّمی ، قبر خورشید علم است. »

3) منظور از عبارت مشخّص شده در جمله های زیر چیست؟

« بعد از آن که حال دنیاوی ما نیک شده بود و هر یک لباسی پوشیدیم.»

پاسخ پرسش های درس بیستم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مرد فارسی زبان فقیر بود و برای رسیدگی به امور مادی ما توانایی نداشت.

2) سه ماه بود که موی سرمان را اصلاح نکرده بودیم و به حمّام نرفته بودیم.

3) هرچه که آن مرد عرب به عنوان کرایه ی شترها از ما طلب داشت ، این وزیر امر کرد تا به او بپردازند و مرا از آن رنج و درد آزاد کنند.

4) ما را با احترام و بزرگواری به سوی دریا روانه کرد. چنان که با آسایش به پارس (ایران) رسیدیم.

5) هنگامی که نامه ی مرا ببیند ، خواهد فهمید که من چه جایگاه و فضل و دانشی دارم.

6) از برهنگی و ناتوانی به دیوانه ها شباهت داشتیم.

7) شاید که به ما زمان بیشتری بدهد که در حمّام باشیم.

8) بدن خود را از چرک و آلودگی پاک کنیم.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- رنج و زحمت 2- رَخت کَن 3- زبان عربی 4- کسی که چهارپایان را به کرایه می دهد. 5- پارچه ی کهنه و مُندرس 6- سوار شو

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- به معنی کوچک 2- یعنی می خواهم معانی و مفاهیم بزرگ را در یک جمله (یک مطلب کوتاه )بیان کنم.

3- الف) می خواستم بروم ب) داخل شویم 4- سوار شو ـ وقتی داخل شدیم

5- زیرا خودش(حاجی) را در مقابل کعبه مانند پرستویی کوچک تصوّر کرده و کعبه را مانند کوه قاف بزرگ و بلند مرتبه تصّور کرده.

1- او می گوید : انسان نباید از رحمت خدا ناامید شود و باید هنگام بلا، امیدوار به رحمت خدا باشد.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- علیرضا قزوه 2- جان بخشی یا تشخیص

3- شرح مسافرت ها ی او به سرزمین های اسلامی و شامل مشاهدات و ملاقات های وی و حوادثی است که در طول این سفرها رخ داده است. 4- سفرنامه ی حج

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- داخل شویم 2- امام باقر (ع) 3- وضع ظاهری و وضعیت مادّی.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:41  توسط   | 

پرسش های طبقه بندی شده ادبیات سال اول دبیرستان15-11

  درس یازدهم : مسافر / فردوسی /قطرات سه گانه / پروردگار

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مرا مشّاطه ی صبح و زینت بخش ریاحین و ازهار می نامند.

2) بی نوایی و تنگ چشمی را از دلم ریشه کن ساز و از بیخ و بُن برکن.

3) ای کِشتی تندروِ خیالِ من ! همین جا لنگر انداز.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1) در برابر گُستاخ زانوی دنائت خم نکنم .

2) دیگر در آن ذی حیاتی نفس نمی کشد.

3) قدرتی به من بخشا تا روح خود را از تعلّق به جیفه های ناچیز روزگار بی نیاز کنم.

4) راه هزار ساله را در دل افلاک می پیمایند تا به سر منزل غایی سفر خود برسند.

5) مرا مشّاطه ی صبح و زینت بخش ریاحین و اَزهار می نامند.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در قطعه ی مسافر شاعر به کجا سفر می کند؟

2) با توجه به « قطعه ی مسافر» راهگذر چه کسی است؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) نویسندگان آثار زیر را بنویسید.

الف ـ قطرات سه گانه                     ب ـ مسافر

2) کدام شاعر معاصر ایرانی از شعر « قطرات سه گانه»ی «تریللو» تأثیر پذیرفته است؟

3) نوشته های کوتاه که هم چون شعر از تخیّل لبریزند و احساسات نویسنده را بیان می کند چه نامیده می شوند؟

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) منظور از عبارت مشخّص شده در جمله ی زیر چیست؟

«روزی هنگام سحرگاهان ربّ النوع سپیده دم از نزدیکی گل سرخ ِ شکفته ای می گذشت »

۲) در عبارت داده شده یک آرایه بیابید و واژه های سازنده ی آرایه  را مشخّص کنید.

    « اندکی نیرویم بخش تا بتوانم بار شادی ها و غم ها را تحمّل کنم.»

3) کدام گزینه برای عبارت « من دختر دریا و نماینده ی اقیانوس موّاجم» مناسب می باشد؟

الف ـ قطره ی اشک                  ب ـ قطره ی شبنم                          ج) قطره ی آب

 

پاسخ پرسش های درس یازدهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) به من آرایشگر و زینت دهنده ی صبح و آرایشگر گل ها و گیاهانِ خوشبو می گویند.

2) فقر و حسادت را از دل من بیرون کن و آن را ریشه کن کن.

3) ای خیالِ تندرو و تیز رو ِ من! همین جا توقف کن.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- پستی ، ذلّت 2- موجود زنده 3- لاشه ، (در اینجا مال کم ارزش) 4- نهایی ، آخر 5- گُل ها

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- به آخر دنیا                           2- عقل و نیروی درونی شاعر

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- الف) تریللو                  ب)فریدریش شیللر                 2- پروین اعتصامی              3- قطعه ی ادبی

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- خورشید     2- شادی و غم => آرایه ی تضاد دارد ــ  شادی ها و غم ها به بار تشبیه شده اند: 

      شادی ها و غم ها  =>مشبّه   ــ    بار => مشبّه به ( تشبیه دارد)                   3- (ج)قطره ی آب

درس دوازدهم : از کعبه گشاده گردد این در... (مثنوی لیلی ومجنون)

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) گفتند به اتّفاق یک ســـر                 کز کعبه گشاده گردد این در

2) چون رایتِ عشق آن جهان گیر           شد چون مه لیلی آسمان گیر

3) چون موسم حج رسید برخاست            اُشترطلبید و محمل آراست

4) بیچارگی ورا چو دیدند                 در چاره گری زبان کشیدند

5) خویشان همه در نیاز با او           هر یک شده چاره ساز با او

6) آمد سوی کعبه سینه پُر جوش             چون کعبه نهاد حلقه در گوش

7) گرچه ز شرابِ عشق مستم                 عاشق تر از این کنم که هستم

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- بنشاند چو ماه در یکی مهد.                2- اُشتر طلبید و محمل آراست.

3- چون رایتِ عشق آن جهان گیر                  شد چون مه لیلی آسمان گیر

4- گو یا رب از این گزاف کاری                  توفیق دهم به رستگاری         5- کز عشق به غایتی رسانم

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مجنون در جوار کعبه از خداوند چه خواست؟

2) کدام یک از ابیات زیر « از خود گذشتگی» مجنون را نشان می دهد.

الف ـ از عمر من آن چه هست بر جای                  بستان و به عمر لیلی افزای

ب ـ گویند ز عشـــق کن جدایی                   این نیست طریق آشــنایی

3) در شعر « از کعبه گشاده گردد این در» کدام ویژگی شعر غنایی دیده می شود؟

4) بیت « از عمر من آن چه هست بر جای              بستان و به عمر لیلی افزای» بیانگر کدام کار مجنون است؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) از پنج گنج نظامی ، دو مثنوی نام ببرید.

2) معروف ترین سراینده ی داستان های بَزمی در ادب پارسی کیست؟

3) پدید آورنده ی آثار زیر کیست؟

الف ـ هفت پیکر                ب ـ لیلی و مجنون

4) آثار کدام شاعر تا به امروز مورد تقلید شاعران ایرانی، هندی و تُرک قرار گرفته است؟

5) کدام گونه ی ادبی با زبانی نرم و لطیف با استفاده از معانی عمیق و باریک به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد؟

6) در بیت « فرزند عزیز را به صد جهد             بنشاند چو ماه در یکی مهد » مشبّه و مشبّه به را مشخّص کنید.

7) نویسنده ی هر یک از آثار زیر را بنویسید.

الف ـ گُلشن راز                  ب ـ اسکندرنامه                      ج ـ با کاروان حلّه

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) با توجه به ابیات زیر به پرسش ها پاسخ دهید.

1. چون رایت عشق آن جهان گیر              شد چون مه لیلی آسمان گیر

2. برداشته دل زِ کار او بخت                     درماند پدر به کار او سخت

3. خویشان همه در نیاز با او                    هر یک شده چاره ساز با او

4. بیچــارگی ورا چو دیدند                        در چاره گری زبان کشیدند

5. گفتند به اتّفاق یک ســـر                  کز کعبه گشاده گردد این در

6. حاجت گه جمله ی جهان اوست             محراب زمین و آسمان اوست

الف ـ مفهوم کنایی آسمان گیر شدن در بیت اول چیست؟

ب ـ منظور از « او» در بیت دوم و ششم چه چیز هایی است؟

ج ـ زبان در کشیدند در بیت چهارم یعنی چه؟

دـ این شعر در چه قالبی سروده شده است؟

2) در بیت زیر مفهوم کلّی مصراع اوّل چه می باشد؟

« از جای چو مار حلقه برجست                در حلقه ی زلف کعبه زد دست»

پاسخ پرسش های درس دوازدهم

الف) بیان معنی شعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) همگی با هم گفتند: این مشکل فقط در کعبه حل می شود.(مجنون باید به خانه ی خدا برود ،مشکل او آنجا برطرف می شود.)

2) وقتی که عشق مجنون به لیلی مانند زیبایی لیلی ، زبانزد و معروف شد.

3) هنگامی که ماه حج فرا رسید ، پدر مجنون برای مسافرت به حج آماده شد.

4) هنگامی که درماندگی و عجز و ناتوانی او را دیدند، برای یافتن راه چاره به گفتگو پرداختند.

5) همه ی اقوام وآشنایان برای یافتن راه چاره با او به همدردی و چاره گری پرداختند.

6) با دلی شکسته و سوزان به سوی کعبه آمد و به خانه ی کعبه متوسّل شد.

7) اگر چه از عشق لیلی سرمست و سرخوش هستم امّا تو مرا از این هم عاشق تر کن.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- محمل ، کجاوه 2- مهد، کجاوه => نشیمن گاهی که روی چهار پا می گذارند تا زنان و بیماران بر آن بنشینند.

3- پرچم ، علم ، بیرق ـ معروف شد 4- بیهودگی 5- درجه ، مقام ، نهایت

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- او را عاشق تر کند و باقی مانده ی عمرش را به عمر لیلی بیفزاید. 2- (الف) 3- بیان احساسات شخصی و عاشقانه

4- ازخودگذشتگی و جانفشانی مجنون

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- لیلی و مجنون ـ خسرو وشیرین 2- نظامی گنجه ای 3- الف) نظامی گنجه ای ب) نظامی گنجه ای

4- نظامی گنجه ای 5- ادبیات غنایی 6- فرزند عزیز => مشبّه          ـ      ماه => مشبّه به

7- الف ـ گلشن راز( شیخ محمود شبستری)،ب ـ اسکندرنامه ( نظامی) ،ج ـ با کاروان حلّه ( عبدالحسین زرّین کوب)

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- الف) زبانزد و مشهور شدن      ب)مجنون ـ خداوند       ج)به گفتگو پرداختند       د) در قالب (مثنوی)

2- سریع و چابک از جایش بلند شد.

درس سیزدهم : در امواج سند

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) شبی را تا شبی با لشکری خُرد               ز تن ها سر ز سرها خود افکند

2) زِ سُمّ اسب می چرخید بر خاک               بِسان گوی خون آلود سـرها

3) به خوناب شفق در دامنِ شام                 به خون آلوده ایران ِکهن دید

4) بدان شمشیر تیزِ عافیتْ سوز                 در آن انبوه کارِ مرگ می کرد

5) به فرزندان و یاران گفت چنگیز              که گر فرزند باید ، باید این سان

6) به پاس هر وجب خاکی از این مُلک          چه بسیار است آن سرها که رفته

7) از آن این داستان گفتم که امروز              بدانی قدر و بر هیچش نبازی

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1) در آن سیماب گون امواج لرزان             خیال تازه ای در خواب می دید

2) به آتش های تُرک و خون تازیک

3) ز تن ها سر ز سرها خود افکند

4) ز مستی بر سر هر قطعه ز ین خاک                خدا داند چه افسرها که رفته

5) به مغرب سینه مالان قرص خورشید                نهان می گشت پشت کوهساران

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در بیت « در آن دریای خون در قرص خورشید             غروب آفتاب خویشتن دید »منظور از « دریای خون» چیست؟

2) مفهوم مصراع « بنای زندگی بر آب می دید» چیست؟

3) مفهوم مصراع « چو موی خویشتن در تاب رفتند» چیست؟

4) در بیت « به آتش های تُرک و خون تازیک              ز رود سند تا جیحون نشیند » منظور از کلمه ی مشخّص شده چیست؟

5) در بیت « در آن دریای خون در دشت تاریک             به دنبال سر چنگیز می گشت» منظور از « دریای خون» چیست؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مشبّه و مشبّه به را در مصراع زیر بیابید.

« زِ سُمّ اسب می چرخید بر خاک                بِسان گوی خون آلود سـرها»

2) چهار پاره در ایران از چه دوره ای رواج یافت ؟ یک شاعر چهارپاره سرا که شعر در قالب چهارپاره سروده ، نام ببرید.

3) در بیت « نهان می گشت روی روشن روز           به زیر دامن شب در سیاهی» دو آرایه ی ادبی مشخّص کنید.

4) منظور از « گردی زعفران رنگ » در بیت زیر چیست؟

 « فرو می ریخت گردی زعفران رنگ              به روی نیزه ها و نیزه داران»

5) دو موضوع قالب چهارپاره را نام ببرید.

6) در بیت زیر کدام کلمه در مفهوم استعاری به کار رفته است؟

« فرو می ریخت گردی زعفران رنگ                   به روی نیزه ها و نیزه داران»

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) در بیت « چو لشکر گرد بر گردش گرفتند                  چو کِشتی بادپا در رود افکند»

منظور از « بادپا» چیست؟

2) با توجه به بیت « در آن سیماب گون امواج لرزان                خیال تازه ای در آب می دید»

چرا امواج به سیماب تشبیه شده است؟

3) منظور از « سدّ روان » در بیت « از آن سدّ روان در دیده ی شاه              ز هر موجی هزاران نیش می رفت » چیست؟

4) با توجه به ابیات زیر به پرسش ها پاسخ دهید.

1. به مغرب سینه مالان قرص خورشید                   نهان می گشت پشت کوهساران

2. فرو می ریخت گَردی زعفران رنگ                به روی نیزه ها و نیزه داران

3. ز رُخسارش فرو می ریخت اشکی                بنای زندگی بر آب می دید

4. در آن سیماب گون امواج لرزان                 خیال تازه ای در آب می دید

الف ـ در بیت اول کدام واژه دارای آرایه ی ( جان بخشی (تشخیص))است؟

ب ـ منظور از گَردی زعفران رنگ در بیت دوم چیست؟

ج ـ « بنای زندگی بر آب می دید » یعنی چه؟

د ـ چرا در بیت چهارم امواج لرزان به سیماب تشبیه شده است؟

هـ ) این شعر در چه قالبی سروده شده است؟

پاسخ پرسش های درس سیزدهم

الف) بیان معنی شعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در طول یک شبانه روز سربازان زیادی را از دشمن کُشت.

2) سر بریده شده ی سربازان مانند یک توپ خونین روی خاک زیر سمّ اسب ها می چرخید.

3) جلال الدین خوارزمشاه به سرخی شفق نگاه می کرد و ایرانی خونین و ویران را تصّور می کرد.

4) با آن شمشیر تیز و کُشنده ی خود در میان سپاه مغول کار مرگباری انجام می داد.

5) چنگیز به فرزندان و یارانش گفت: فرزند واقعی باید این گونه شجاع و دلیر باشد.

6) به خاطر هر وجب از خاک وطن انسان های زیادی جان خود را فدا کرده اند.

7) این داستان را به این خاطر گفتم که تو امروز قدر وطن را بدانی و آن را خوار نشمری.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- جیوه 2- غیر تُرک( در اینجا یعنی => ایرانی) 3- کلاه خود، کلاه جنگی 4- تاج( در اینجا => پادشاه) 5- سینه خیز ، آرام آرام

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- قرص سرخ رنگ خورشید به هنگام غروب 2- زندگی خود را نابود شده و بر باد رفته می دید. 3- بسیار ناراحت و نگران شدند.

4- حمله ی تُرکان مغول 5- خون زیادِ کُشته شدگان در میدان نبرد.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- مشبّه => ســرها ـــ   مشبّه به => گوی             2- پس از مشروطه ـ فریدون مشیری

3- روز وشب => تضاد و طباق / روی روشن روز و دامن شب => جان بخشی (تشخیص) 4- نور زرد رنگ خورشید

5- غنایی و اجتماعی 6- گردی زعفران رنگ

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- اسب تندرو و چابک 2- از نظر بی قراری و سفیدی 3- رود سند که مانعی برای جلال الدینِ خوارزمشاه بود.

3- الف ـ سینه مالان قرص خورشید

ب ـ نور زرد رنگ خورشید

ج ـ زندگی خود را بر باد رفته می دید.

د ـ از نظر بی قراری و رنگ سفیدی موج 

هـ ـ چهارپاره

درس چهاردهم : هنرو سخن / کدام قبله / متاع جوانی

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر و نثر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) هر آن سرگرانی که من کردم اوّل              جهان کرد از آن بیشتر سرگرانی

2) سخن نه بر جایگاه ، اگر چه خوب باشد زشت نماید.

3) از سخن بی فایده دوری گزین که سخن بی سود ، همه زیان باشد و سخنی که از او بوی دروغ آید و بوی هنر نیاید ناگفته بهتر.

4) مبر طاعت نفس شهوت پرست              که هر ساعتش قبله ی دیگر است

5) و از این جمله آن چه دیگر جانوران را هست نه بر این جمله است که آدمی راست.

6) بدان که مردمِ بی هنر مادام بی سود باشد چون مُغیلان که تن دارد و سایه ندارد.

7) بگفت اندر این نامه حرفی است مبهم               که معنیش جز وقت پیری ندانی

8) بزرگی ، خرد و دانش راست نه گوهر و تخمه را.

9) جهد کن که اگر چه اصیل و گوهری باشی ، گوهر تن نیز داری که گوهر تن از گوهر اصل بهتر بود.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- چون مُغیلان که تن دارد و سایه ندارد. 2- بدان که مردم بی هنر مادام بی سود باشد.

3- زفان را به خوبی و هنر آموختن خو کن. 4- پنج ظاهر چون سمع و بصر و شمّ و لمس و ذوق

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) منظور از « گوهر تن» در عبارت « جهد کن که اگر چه اصیل و گوهری باشی ،گوهر تن نیز داری» چیست؟

2) در جمله ی داده شده چه چیزی به مُغیلان تشبیه شده است؟

3) « مردمِ بی هنر مادام بی سود باشد چون مُغیلان که تن دارد و سایه ندارد. »

4) در مصراع داده شده چه واژه ای استعاره از جوانی است؟ « از آن برد گنج مرا دزد گیتی .....»

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در بیت زیر کدام کلمه در مفهوم استعاری به کار رفته است؟

« مَتاعی که من رایگان دادم از کف                تو گر می توانی مده رایگانی»

2) شکل هندسی زیر مربوط به کدام قالب شعری است؟

ــــــــــــــــــــــ      ـــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــ      ـــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــ      ـــــــــــــــــــــ

 

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) منظور شاعر از « متاع» در بیت زیر چیست؟ 

« مَتاعی که من رایگان دادم از کف            تو گر می توانی مده رایگانی»

2) در بیت « از آن بُرد گنج مرا دزدِ گیتی            که در خواب بودم گهِ پاسبانی» منظور از « گنج» چیست؟

3) با توجه به عبارت « جز خوبی گفتن زفان را عادت مکن ،که زفان تو دایم همان گوید که تو او را بر آن داشته باشی»

زبان انسان چه چیزی را می گوید؟

4) با توجه به ابیات زیر به پرسش ها پاسخ دهید:

1. بگفت اندر این نامه حرفی است مبهم            که معنیش جز وقت پیری ندانی

2. جوانی نکو دار کاین مرغ زیبا                 نماند در این خانه ی استخوانی

3. از آن بُرد گنجِ مرا دزدِ گیتی                   که در خواب بودم گهِ پاسبانی

الف ـ منظور از « نامه» در بیت اول چیست؟

ب ـ « خانه ی استخوانی» چه مفهومی دارد؟

ج ـ شاعر علّت ربوده شدن گنج (جوانی) را چه می داند؟

5) با توجه به ابیات زیر به پرسش ها پاسخ دهید.

1. جوانی نکو دار کاین مرغ زیبا                 نماند در این خانه ی استخوانی

2. مَتاعی که من رایگان دادم از کف            تو گر می توانی مده رایگانی»

3. هر آن سرگرانی که من کردم اوّل             جهان کرد از آن بیشتر سرگرانی

4. از آن بُرد گنج مرا دزدِ گیتی               که در خواب بودم گهِ پاسبانی

الف ـ کلمات قافیه در بیت اوّل و دوم کدامند؟

ب ـ در بیت اوّل یک استعاره پیدا کنید.

ج ـ در بیت چهارم ، گنج استعاره از چیست؟

د ـ مفهوم کلّی بیت دوم چیست؟

پاسخ پرسش های درس چهاردهم

الف) بیان معنی شعر و نثر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) هر چه در این دنیا غرور وتکبّر ورزیدم ، دنیا بیش تر با من لجاجت کرد(بیش تر با من ناسازگار شد. )

2) سخن بی جا اگر خوب هم باشد ، زشت به نظر می آید.

3) از سخن بی فایده دوری کن ، زیرا سخن بی فایده پر از ضرر و زیان است و سخنی که دروغ باشد و خوب نباشد نگفتنش بهتر است.

4) از نفس زیاده خواه و زیاده طلب پیروی نکن ، زیرا هر لحظه تو را به سویی می کشد.

5) و از این همه آن چه جانوران دیگر دارند اینگونه نیست که انسان دارد.

6) بدان که انسان بی فضیلت و بی هنر همیشه بی فایده باشد مانند خارشتر که ساقه(جسم) دارد و سایه ندارد.

7) پیر گفت: پیری در زندگی مانند یک حرف و سخن مبهم و گنگ است و معنی آن را فقط در پیری می فهمی.

8) بزرگی به عقل و علم انسان است نه به اصالت خانوادگی و نژاد.

9) سعی کن که هر چند با اصالت هستی ، فضیلت نیز داشته باشی ؛ چراکه دانش و فضیلت از اصالت خانوادگی بهتر است.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- خارشتر 2- همیشه 3- زبان 4- بویایی

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- خرد و علم و دانش 2- انسان بی هنر و فضیلت 3- گنج

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- متاع => استعاره از جوانی

2- قطعه => شعری که فقط ابیات زوج آن قافیه دارند.و موضوع آن پند و اندرز است. مانند شعر متاع جوانی

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- جوانی 2- جوانی 3- چیزی که ما زبان خود را به آن عادت بدهیم .

4- الف ـ زندگی در پیری ب ـ بدن انسان ،قفسه ی سینه ج ـ در غفلت و بی خبری به سر بردن در جوانی

4- الف ـ استخوانی ، رایگانی ب ـ مرغِ زیبا => استعاره از جوانی    ج ـ جوانی

د ـ من جوانی ام را ارزان و آسان از دست دادم تو قدر جوانی خودت را بدان.

درس پانزدهم : فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) چنان نباشیم که خود را فقط تن بینگاریم.

2) باید بتوانیم با حفظ اعتدال از افراط و تفریط مصون بمانیم.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1) کودک دوباره به سماجت گفت : چرا پادشاه برهنه است. 2) لباس زربفت عجیب خود را به تن کند.

3) از ترسِ تهمتِ حرام زادگی غریو شادی سر داده بودند. 4) لباس ، کرامتِ انسان را حفظ می کند.

5) وظیفه ی خود را خطیرتر از آن می بیند.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) « لباس پوست دوم انسان نیست ، خانه ی اول اوست.» چه مفهومی دارد؟

2) منظور از « لباس ِانسان پرچم کشور وجود اوست» چیست؟

3) منظور از « لباس می پوشد تا خود را بپوشد.» چیست؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- نویسنده ی کتاب « فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی» کیست؟

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- در عبارت « لباس ِانسان پرچم کشور وجود اوست » آرایه ی تشبیه را بیابید و ارکان آن را نیز مشخّص کنید.

پاسخ پرسش های درس پانزدهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) فقط به فکر تن و بدن خود نباشیم ،( فقط به بعد جسمانی و مادی خود توجه نکنیم.)

2) باید بتوانیم با میانه روی و اعتدال از زیاده روی و پس رفت در امان بمانیم.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- جسارت ، پُررویی ، گستاخی 2- زربافت ، قیمتی ، عالی 3- صدا ، آواز بلند 4- بزرگی ، شخصیّت 5- بزرگتر ، مهم تر

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- لباس نباید به گونه ای باشد که چون پوست به نظر آید و به نوعی بدن نما جلوه کند ،بلکه باید انسان در لباس احساس آرامش و

امنیّت کند.

2- لباس نشان دهنده ی فرهنگ و هویّت یک انسان است.

3- لباس می پوشد تا حرمت و حریم خود را حفظ کند و در امان نگه دارد.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- غلامعلی حداد عادل

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

مشبّه => لباس               مشبّه به => پرچم               وجه شبه => نشان دهنده ی فرهنگ وهویّت

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:38  توسط   | 

پرسش های طبقه بندی شده ادبیات سال اول دبیرستان10-5

پرسش های طبقه بندی شده ادبیات سال اول دبیرستان درس۱۰-۵

پاسخ پرسش های درس پنجم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) ای آتشک تو در شبگردی و راهزنی ماهر هستی .

2) دو قاطر پیدا کن .زیرا تو اینجا را بهتر از من می شناسی.

3) سمک و آتشک صبر می کردند.

4) نقشه ای از پیش برای این کار کشیده شده است.

5) سمک پیش خورشید شاه ایستاده بود.

6) پس غلامان راآورد و اطراف محمل مستقر کرد.

7) به سی غلام دستور داد که مسلّح شوند وشمشیرها را بکِشند.

8) قطران قول داد که این کار را انجام دهد.

9) پس ماجرای آوردن قطران و این که چه کارهایی انجام داد و چه گرفتاری برای او پیش آمده بود، همه را بازگو می کرد.ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- مقدّمه و جلوی لشکر 2- خیانت ، حیله 3- فیل ترسناک و بزرگ 4- کینه، انتقام 5- حمله ی شبانه 6- نقره 7- پرده ،چادر

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- فرو بریم => آماده کنیم ، بر پا کنیم.                  قفازدن => پس گردنی زدن (سیلی)

2-قول دادن ، تعهّد کردن 3- وفاداری به عهد و قول 4 الف) گُو

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- مشبّه => قصّه                  مشبّه به => پیمانه ـــــــــــــ مشبّه => معنی              مشبّه به => دانه

2-داستانی 3- فرامرزبن خداداد کاتب ارّجانی.

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 1-صبر می کردند . 2- برای این کار نقشه ای از پیش کشیده شده است. 3- قول داد ،تعهد کرد، به گردن گرفت.

4- تو عهده دار و مسئول کار من باش. 5- تعظیم می کرد (احترام می گذاشت.) 6- اجازه نده

درس ششم : داستان خیر و شر

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) حالی آن لعل آبدار گشاد              پیش آن ریگ آبدار نهاد

2) وای بر جان تو که بد گهری         جان بَری کرده ای و جان نَبری

3) تو مرا کُشتی و خدای نکُشت          مُقبل آن کز خدای گیرد پُشت

4) گفت: مُردم ز تشنگی ، دریاب          آتشم را بکُش به لَختی آب

5) چشم از دست رفته گشت درست           شد بعینه چنان که بود نخست

6) آن چه دارم ز گوسفند و شتر            دهمت تا ز مایه گردی پر

7) منم آن تشنه ی گهر برده               بخت من زنده بخت تو مرده

8) دولتم ،چون خدا پناهی داد             اینکم تاج و تخت شاهی داد

9) گفت: زنهار، اگرچه بد کردم             در بد من مبین که خود کردم

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ 1- بد سگالی به تباهی می انجامد.                  2- خیر چون از بد ذاتی رفیق خود خبر داشت ، دَم نمی زد.

3- شر به سبب خُبثِ طینت آن را نپذیرفت.         4- از دور ناله ای شنید، بر اثر ناله رفت.

5- هرگز دختر خود را به مُفلسی چون او نخواهد داد.           6- بیماری آبله دیدگانش را تباه ساخته بود.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) در بیت «آمد آورد پیش خیر فراز             گفت: گوهر به گوهر آمد باز » مقصود از گوهر اول و دوم بیت چیست؟

2) محوری ترین پیام داستان خیر و شر چیست؟

3) مقصود از خاکِ تشنه در بیت « شر که آن دید دشنه باز گشاد                پیش آن خاکِ تشنه رفت چو باد »کیست؟

4) چرا شر از خیر چشم هایش را طلب کرد؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) نام پدید آورندگان آثار زیر را بنویسید.

الف) هفت پیکر                                       ب) داستان های دل انگیز ادبیات فارسی

2) در بیت زیر کدام آرایه ی ادبی به کار رفته است؟

« شر که آن دید دشنه باز گشاد                       پیش آن خاکِ تشنه رفت چو باد »

3) کدام یک از آثار زیر « بیان کننده ی کشاکش همیشگی نیکی و بدی و حاکمیّت خوبی هاست.»؟

الف ـ سمک و قطران                   ب ـ خیر و شر                    ج ـ طوطی و بقّال

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 1) با توجّه به بیت « تو مرا کُشتی و خدای نکُشت            مُقبل آن کز خدای گیرد پُشت»چه کسی مُقبل و خوش بخت است؟

2) در بیت « شر که آن دید دِشنه باز گشاد                 پیش آن خاکِ تشنه رفت چو باد » منظور از خاکِ تشنه کیست؟

3) مفهوم کلّی بیت داده شده را بنویسید.

« آن چه دارم ز گوسفند و شتر                دهمت تا ز مایه گردی پر»

4) مفهوم عبارت مشخّص شده را در بیت زیر بیان کنید.

« بر چنین دختری به آزادی                    اختیارت کنم به دامادی»

پاسخ پرسش های درس ششم

الف) بیان معنی شعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) فوراً آن لعل ها را برداشت و پیش آن شرّ سنگدل گذاشت.

2) وای به حال تو که بد ذات و بد جنس هستی ، جان کسی را گرفته ای و جان سالم به در نخواهی برد.

3) می خواستی مرا بکُشی ، امّا خداوند مرا زنده نگه داشت ، خوش بخت کسی است که خدا یار ویاورش باشد.

4) خیر گفت: از تشنگی دارم می میرم .کمکم کن و با دادن جُرعه ای آب تشنگی ام را بر طرف کن.

5) چشم نابینا شده ،دوباره بینا شد و مانند اوّلش شد.

6) هرچه گوسفند و شتر دارم به تو می دهم تا ثروتمند و مایه دار بشوی.

7) من آن تشنه ای هستم که جواهراتم ربوده شده، اینک من خوش بختم و تو بد بخت هستی.

8) چون خداوند به من پناه داد ، صاحب دولت و ثروت شدم و اینک پادشاهی را به من عطا کرده است.

9) شر گفت: به من امان بده ، هرچند بدی کردم امّا تو به بدی من نگاه نکن ، چراکه بر اساس ذات خود این کار راکردم.ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- بد اندیشی 2- اعتراض نمی کرد، حرفی نمی زد 3- بدذاتی 4- به دنبال ، درپی 5- فقیر ، بی چیز 6- نابینا، کور

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- گوهر اول => لعل ها (جواهرات)                        گوهر دوم => خـیر

2-کشاکش بین نیکی و بدی و سرانجام نیکی ها به رستگاری می رسد و سر انجام بدی ها به تباهی می انجامد و خوبی ها به حاکمیّت می رسند. 3- خیر 4- به علّت بد ذاتی و بد جنسی

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- الف) نظامی گنجه ای                ب) دکتر زهرا کیا

2-خاکِ تشنه => استعاره از خیر    ـــــ       شر رفت چو باد => تشبیه و مبالغه            3- خیر وشر

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1-کسی که خداوند یار و یاورش باشد. 2- خیر 3- همه ی سرمایه و ثروتم را به تو می بخشم تا بی نیاز شوی.

4- با میل و رغبت تو را به عنوان داماد خود می پذیرم ( انتخاب می کنم.)

درس هفتم : طوطی و بقّال

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) در دکان بودی نگهبان دکان              نکته گفتی با همه سوداگران

2) ریش بر می کند و می گفت: ای دریغ!                 کافتاب نعمتم شد زیر میغ

3) می نمود آن مرغ را هر گون شگُفت               تا که باشد کاندر آید او به گفت

4) جمله عالم زین سبب گمراه شد                کم کسی ز ابدال حق آگاه شد

5) جولقیی سر برهنه می گذشت                 با سر بی مو چو پشت طاس و طشت

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ 1- در نوای طوطیان حاذق بدی 2- برسرش زد گشت طوطی کَل ز ضرب 3- زین یکی سرگین شد و زان مُشک ناب

4- جَست از صدر دکان سویی گُریخت 5- صد هزاران این چنین اَشباه بین. 6 - نکته گفتی با همه سوداگران

هـ) درک مطلب ، خود آزمایی و دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) پیام کلی بیت زیر چیست؟

« هر دو نی خوردند از یک آبخور               این یکی خالی و آن پر از شکر»

2) در بیت زیر چه آرایه ای به چشم می خورد.

کار پاکان را قیاس از خود مگیر                  گر چه ماند در نِبِشتن شیر و شیر

3) در بیت زیر یک تشبیه مشخّص کنید.

« ریش بر می کند و می گفت: ای دریغ!                کافتاب نعمتم شد زیر میغ»

4) در داستان « طوطی وبقّال » چرا قیاس طوطی خنده آور بود؟

5) پیام کلی دو بیت زیر را توضیح دهید:

آن یکی شیر است اندر بادیه               وآن دگر شیر است اندر بادیه

آن یکی شیر است کادم می خورد         وآن دگر شیر است کادم می خورد

6) جمله ی زیر را کامل کنید: « مثنوی معنوی اثر .............................. است که در ..................................... هزار بیت و............................. دفتر در قرن ................... سروده شده است. »

پاسخ پرسش های درس هفتم

الف) بیان معنی شعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) نگهبان مغازه بوده و با همه ی مشتریان سخن می گفت و شوخی می کرد

2) اظهار ناراحتی می کرد و می گفت : افسوس که نعمت آواز خوانی طوطی ام را از دست دادم.

3) برای طوطی شکلک در می آورد تا او را به سخن درآورد.

4) مردم جهان از چنین سنجش ها و قیاس های ناروایی به گمراهی افتادند ، کمتر کسی است که مردان حق را بشناسد و به مرتبه ی آن ها پی ببرد.

5) گدایی بدون کلاه و دستار می گذشت و سرش مانند پشت تاس و طشت صاف و بی مو بود.ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- ماهر، باهوش 2- کچل 3- فَضله ی حیوانات 4- بالا 5- مانندها 6- مُشریان

هـ) درک مطلب ، خود آزمایی و دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) نباید چیزهایی به ظاهر شبیه هم را با یکدیگر مقایسه کرد و نتیجه گرفت که به خاطر ظاهرشان ، یکی هستند.

2) شیر و شیر => جناس تام دارند.(ازنظرتلفظ یکسان ولی از نظر معنی متفاوت اند)

3) آفتاب نعمت => تشبیه                   نعمت => مشبّه                        آفتاب => مشبّه به

4) چون دو چیزی را با هم مقایسه می کند که به هیچ وجه قابل قیاس و سنجش نیستند:طوطی کچل شدن خودش را با مرد کچل مقایسه می کند و گمان می کند که مرد فقیر هم به خاطر ریختن شیشه ی روغن کچل شده است و این مقایسه اشتباه است.

5) بعضی چیزها در لفظ با هم اشتراک دارند امّا از لحاظ معنایی کاملاً متفاوت اند.

6) مولانا جلال الدین بلخی ـ 26هزار بیت ـ 6 دفتر ـ قرن هفتم .

 

درس هشتم : گل ها یی که در نسیم آزادی می شکفد / خط خورشید

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر و عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) جوانی که جلوتر از من ایستاده ، تازه پشت لبش سبز شده .

2) مردمی که تمام عمر در لاک خودشان بوده اند.

3) شب شبی بی کران بود / دفتر آسمان پاره پاره .

4) هر ستاره / حرف خط خورده ای تار / در دل صفحه ی آسمان بود.

5) مردی از شرق برخاست/ آسمان را ورق زد.

6) ناگهان نوری از شرق تابید / خون خورشید / آتشی در شفق زد

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ 1- روی صورت جوان خون دلمه بسته. 2- هُرم نفس مردم گرمشان کرد.

3-امیدوارم ، مهربانی دل ها و هم بستگی ها و گذشت ها هیچ گاه به خِتام نرسد.

4- مرد میان سالی با روپوش مزّین به لکه های خون از در بیمارستان بیرون می آید.

5- از راهروهای بیمارستان تا کمرکش خیابان باقرخان ازدحام است و مهربانی.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) در شعر « گرچه گاهی شهابی / مشق های شب آسمان را / زود خط می زد و محو می شد...» «شهاب» استعاره از چه کسانی است؟

2) منظور نویسنده از « هنرمندان بسیاری خود را به قطار رساندند » چیست؟

3) در ابیات زیر کلماتی را که دارای آرایه ی مراعات نظیر می باشند،مشخّص کنید.

« گرچه گاهی شهابی / مشق های شب آسمان را / زود خط می زد و محو می شد / باز در آن هوای مه آلود / پاک کن هایی از

ابر تیره / خط خورشید را پاک می کرد»

4) منظور از « گُل هایی که در نسیم آزادی می شکفند» چیست؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) پدید آورندگان آثار زیر را بنویسید.

الف) مثل چشمه مثل رود                      ب)گل هایی که در نسیم آزادی می شکفد.

2) در شعر زیر « شب و آسمان » نماد چه چیز هایی هستند؟

« شب شبی بی کران بود / دفتر آسمان پاره پاره /.»

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 1) مفهوم کنایی « نُه کُرسی فلک را از زیر پای قَزل اَرسلان بِکِشند.» چیست؟

2) عبارت « آسمان را ورق زد » در قطعه شعر زیر به چه معناست؟

« مردی از شرق برخاست / آسمان را ورق زد .»

3) در عبارت« باز در آن هوای مه آلود / پاک کن هایی از ابر تیره / خطّ خورشید را پاک می کرد»، « هوای مه آلود » نماد چیست؟

 

 

پاسخ پرسش های درس هشتم

الف) بیان معنی شعر و عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) تازه سبیل درآورده بود .

2) مردمی که همیشه در فکر مشکلات زندگی خود بوده اند.

3) دوران ظلم و ستم طولانی بود / خوبی ها و پاکی ها از بین رفته بود (خوبی ها و پاکی ها به دفتر تشبیه شده است)

4) هر ستاره در آسمان مانند یک حرف خط خورده و تار به نظر می رسید. (انسان های مبارز و روشنفکر دراسارت یا در تبعید بودند)

5) مردی( امام خمینی «ره») قیام کرد و انقلابی به پا کرد.

6) ناگهان مردی (امام خمینی «ره»)از شرق ظهور کرد و همه جا را پر از نور کرد.ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- لخته 2- حرارت ، داغی ، گرما 3- پایان ، آخر 4- آراسته شده ، در اینجا آلوده 5- شلوغی ،‌زیادی جمعیّت

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- مبارزان راه آزادی 2- یعنی بسیاری از هنرمندان با مردم همراه و هم عقیده شدند.

3- شهاب ، شب ،‌آسمان ، محو می شد ـ هوا ، ابر تیره ،‌مه آلود ، خورشید ـ مشق ، خط می زد ، پاک کن ، پاک می کرد.

4- استعدادهای (هنرمندان ، شاعران ، نویسندگان و روزنامه نگاران) که در فضای انقلاب شکوفا می شود.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1- الف) قیصر امین پور ب) سیمین دانشور

 2- شب => نماد ظلم و ستم                    آسمان => نماد خوبی ها و پاکی ها

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1-یعنی زورگویان و ظالمان را از تخت سلطنت به زیر بکشند. 2- انقلابی بر پا کرد ، تحولی در جامعه ایجاد کرد.

3-محیط پر از ظلم و ستم بود.

درس نهم : دریادلان صف شکن / شعر پاسخ

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) تاریخ مشیّت باری تعالی است.

2) اینجا آیینه ی تجلّی همه ی تاریخ است.

3) دشمن در برابر ایمان جُنود خدا متکّی به ماشین پیچیده ی جنگ است.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ 1- خاک مظهر فقر مخلوق در برابر غنای خالق است. 2- تاریخ مشیّت باری تعالی است که از طریق انسان ها به انجام می رسد.

3- این جا تجلّی همه ی تاریخ است. 4- آخرین کارهای مانده را راست و ریس می کنند.

5- وقتی اُسوه ی تو آن تمثیل وفاداری ، عباس بن علی باشد....

6- دشمن در برابر ایمان جُنود خدا متکّی به ماشین پیچیده ی جنگ است.

7- دل شیطان را از رُعب و وحشت می لرزانند.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) بند پوتین را محکم بستن کنایه از چیست؟

2) منظور از « چراغ» در « تا چراغ از تو نگیرد دشمن» چیست؟

3) در عبارت « روشنی در دل من می بارد» نهاد کدام است؟

4) مفهوم آیه ی شریفه ی « الا بذکرالله تطمئن القُلوب» در کدام عبارت آمده است؟

الف ـ در معرکه ی قلوب مجاهدان خدا، آرامشی که حاصل ایمان است حکومت دارد.

ب ـ خاک ، مظهر فقر مخلوق در برابر غنای خالق است.

5) معادل از « صمیم قلب» را در کدام مصراع شعر می یابید؟

« پسرم بار دگر می پرسد / تو چرا می جنگی؟ / با تمام دل خود می گویم / تا چراغ از تو نگیرد دشمن.»

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) آثار زیر از چه کسانی هستند؟

الف)مجموعه شعر« ریشه در ابر »                    ب) روایت فتح

2) شعر پاسخ جزء کدام یک از انواع ادبی است؟

الف) تعلیمی                ب) نمایشی                      ج ) حماسی                    د)پایداری

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 1) با توجه به شعر زیر به پر سش ها پاسخ دهید.

« من تفنگم در مشت / کوله بارم بر پشت / بند پوتینم را محکم می بندم / پسرم بار دگر می پرسد: / تو چرا می جنگی ؟ / با تمام دل خود می گویم : / تا چراغ از تو نگیرد دشمن.»

الف ـ بند پوتین را محکم بستن کنایه از چیست؟

ب ـ منظور شاعر از « چراغ » چیست؟

ج ـ کلمات قافیه در شعر کدامند؟

پاسخ پرسش های درس نهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) تاریخ خواسته و اراده ی خداوند بلند مرتبه است ـ تقدیر الهی است.

2) این جا ، مکان جلوه گری و نمایش همه ی تاریخ است.

3) دشمن در برابر ایمان سربازان خدا به ابزار پیچیده و پیشرفته ی جنگی مجهّز است.ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- بی نیازی 2- تقدیر ، اراده ی خداوندی 3- جلوه گری 4- مرتب ، منظم 5- نمونه ، سرمشق 6- سربازان 7- ترس

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- برای جنگ آماده شدن 2- آزادی ، استقلال ، آگاهی 3- روشنی 4- قسمت الف ) در معرکه ی ... 5- با تمام دل خود می گویم.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- الف ) محمد رضا عبدالملکیان ب ) مرتضی آوینی 2- (د)پایداری

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1 - الف ) کنایه از آماده شدن برای جنگ                   ب)آزادی و استقلال و ارزش ها و وطن و...

 ج ) کلمات مُشت و پشت

درس دهم : هدیه ی ناتمام

پرسش ها

الف) بیان معنی عبارت ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) از کلّه ای به این کوچکی چه فکر بزرگی در آمده :

2) صدا در گلویش شکست ، اشک به چشم هایش دوید.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌ 1) یک مغازه ی مُبل مستعمل فروشی در محلّه ی ما باز شده بود.

2) من با تبختر گفتم : هر کدام جداگانه به او هدیه می دهیم.

3) سپس با قیافه ی عبوس به مادرم نگاه می کرد.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- راوی در جایی از داستان ِ« هدیه ناتمام» می گوید: « آن وقت بود که فهمیدم پدرم چقدر بزرگوار است.» او چگونه به بزرگواری پدر پی برد؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 1) نویسنده ی درس « هدیه ی ناتمام » چه کسی است؟

2) در عبارت داده شده چه آرایه ی ادبی به کار رفته است؟

« اشک به چشم های نیک دوید»

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 1) مفهوم کلّی جمله ی داده شده را بیان کنید.

« صورت نیک از خوشحالی گُل انداخت.»

پاسخ پرسش های درس دهم

الف) بیان معنی عبارت: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) بچّه ای به این کوچکی و خردسالی چه افکار بزرگی در سر دارد!

2) نتوانست سخن بگوید ، به حالت گریه افتاد و چشمانش پر از اشک شد.ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- کهنه ، دست دوم 2- تکبّر و غرور ، با ناز سخن گفتن 3- گرفته و اخمو

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- زمانی که پدر نتوانست اختلاف بین آن ها و مادر را به طور مسالمت آمیزی حلّ وفصل کند.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- رابرت زاکس 2- جان بخشی و کنایه

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- نیک بسیار خوشحال شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:33  توسط   | 

پرسش های طبقه بندی شده ادبیات سال اول دبیرستان درس۴-۱

پرسش های طبقه بندی شده ادبیات سال اول دبیرستان درس۴-۱

الف) بیان معنی شعر و نثر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) خدایی او راست  درخورنده

2) جهان را بلندی وپستی تویی                   ندانم چه ای هر چه هستی تویی

3) گمراهان را  راه نماینده

4) هرآن که از روی نادانی نه او را گُزید ، گَزند او ناچار بدو رسید.

5) نویسندگان در آثار خود سر نیاز بر آستان او نهاده اند.

6) چرخِ گردان به خواست و فرمان او پاینده .

7) دهنده ای که خواستن جز از او نیست خوش گوار.

8) ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری.

9) در پای افکننده ی گردن کشان از سروری.

10) پادشاهی او راست زیبنده.

11) بلندی و برتری از درگاه او جوی و بس

12) هستی هر چه نام هستی دارد بدوست.

13) درود بر پیغمبر بازپسین ، پیشرو پیامبران پیشین.

14) گره گُشای هر بندی ، آموزنده ی هر پندی .

15) جهانیان را به نیک و بد آگاهاننده.

16) گوش پند نیوشان آواز او شنوده .

17) ای خدا ای فضل تو حاجت روا

18) قطره ی علم است اندر جان من               وارهانش از هوا و ز خاک تن

19) گر هزاران دام باشد هر قدم                    چون تو با مایی نباشد هیچ غم

ب) معنی لغت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1) بزرگی ، بخشندگی و بخشایندگی او را ستوده ، و سر نیاز بر آستان او نهاده اند.

2) خدایی او را درخورنده.

3) ما چو مرغان حریص بی نوا

4) از دیر باز سروده ها و نوشته های خود را با نام پروردگار جهان آغاز کرده اند.

5) در ِهیچ گنجی از حکمت و معرفت گشوده نمی شود ، مگر آن که وصف یگانگی آفریدگار هستی کلید آن باشد.

6) سپاس و آفرین ایزد جهان آفرین راست.

7) دهنده ای که خواستن جز از او نیست خوش گوار.

8) گوش پند نیوشان آواز او شنوده.

9) ای خدا ای فضل تو حاجت روا.

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) « متّصل گردان به دریاهای خویش »یعنی چه؟

2) در عبارت داده شده کلمات سجع را مشخّص کنید.

«سپاس و آفرین ایزد جهان آفرین راست. آن که اختران رخشان به پرتو روشنی و پاکی او تابنده اند و چرخ گردان به خواست و فرمان او پاینده.»

3) کدام کلمات در عبا رت های داده شده ، آرایه ی سجع را ایجاد کرده اند؟

«هست کننده از نیستی ، نیست کننده پس از هستی.»

4) در کدام یک از عبارت های داده شده ی زیر مفهوم آیه ی شریفه « تُعزُّ مَن تَشاءُ و تُذِّلُ مَن تَشاء»

الف) ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری، در پای افکننده ی گردن کشان از سروری.

ب) هرآن که از روی نادانی نه او را گُزید گَزند او ناچار بدو رسید.

5) منظور نویسنده از جملات زیر چیست؟

«درود بر یاران گزیده و خویشان پسندیده ی او باد ، تا باد و آب و آتش و خاک در آفرینش بر کار است و گل بر شاخسار هم بستر خار.»

6) با توجه به بیت زیر ، چرا بی ادب از لطف پروردگار محروم می شود؟

« بی ادب تنها نه خود را داشت بد                 بلکه آتش در همه آفاق زد. »

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در عبارت زیر بین کدام کلمات آرایه ی سجع وجود دارد؟

2) « نه هر که به قامت مهتر به قیمت بهتر.»

3) در جمله ی« نه هر که به قامت مهتر به قیمت بهتر.» چه آرایه ای به کار رفته است؟

4) تاریخ جهان گشای جوینی نوشته ی کیست و موضوع آن چیست؟

5) مثنوی اثر کیست ؟ و در چه قرنی نوشته شده است؟

6) درس «ستایش خدا و پیغمبر» از کتاب تاریخ جهان گشای جوینی با چه سبکی به نگارش در آمده است؟

7) الف) ساده و مرسل ب) مسجّع

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) در بیت « قطره ی علم است اندر جان من             وارهانش از هوا و ز خاک تن» منظور از خاک تن چیست؟

2) در عبارت « درود بر پیغمبر بازپسین ، پیشرو پیامبران پیشین.» منظور از عبارت مشخّص شده چیست؟

3) در بیت « قطره ی دانش که بخشیدی زپیش              متّصل گردان به دریاهای خویش» مفهوم مصراع دوم شعر را بنویسید.

4) شعر زیر در چه قالبی سروده شده است؟

« ای خدا ای فضــل تو حاجت روا            با تو یاد هیچ کـــس نبود روا »

« گر هزاران دام باشد هر قـــدم             چون تو با مایی نباشد هیچ غم »

5) حدیث نبوی « کلّ اَمرِ ذی بالٍ لم یبدأ ُ فیهِ بِسم الله فهُو اَبتر» با کدام یک از عبارت های داده شده مطابقت دارد؟

الف) هر کاری که با نام خدا آغاز شود بهتر است.

ب) هر کاری که با نام خدا شروع نشود ناقص است.

پاسخ پرسش های درس اوّل

الف) بیان معنی شعر ونثر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- خداوندی سزاوار اوست

2- آسمان و زمین ، عزّت و ذلّت و همه چیز از توست ، نمی دانم چه هستی امّا همه چیز از توست.

3- به گمراهان راه راست را نشان می دهد.

4- هرکسی که به خاطر نادانی و جهل خداوند را ستایش نکند ، زیان و ضرر این انتخاب نادرست خود را خواهد دید.

5- نویسندگان در نوشته های خود به درگاه خدا اظهار عجز و نیاز کرده اند.

6- آسمان ها و زمین به اراده ی خداوند در گردش و استوار است.

7- خداوند بخشنده است و اگر چیزی از او بخواهیم گوارا و دلنشین است.

8- بندگانش را از خواری به عزّت می رساند.

9- زورگویان و ظالمان را از عزّت به ذلّت می رساند.

10- پادشاهی و بزرگی زیبنده و سزاوار اوست.

11- عزّت و شکوه و بزرگی را فقط از او بخواه.

12- هر چیزی که وجود دارد از اوست.

13- سلام و درود بر آخرین پیغمبر که رهبر و پیشرو پیغمبران قبل از خود است.

14- حلّال همه ی مشکلات است و همه ی پندها و اندرزها را به همه می آموزد.

15- نیک و بد و زشت وزیبا را به مردم جهان می شناساند.

16- انسان های نصیحت پذیر و پند پذیر سخن او را قبول کرده اند.

17- ای خداوندی که نعمت و بخشش تو حاجات و نیازهای ما را برآورده می کند.

18- علم اندکی در جان و روح من وجود دارد . آن را از هوای نفسانی و اسارت تن دور کن.

19- اگر در راه رسیدنِ به تو هزاران مانع باشد، چون تو با ما هستی هیچ غمی نداریم(نگران نیستیم)

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- عفو کردن گناه، چشم پوشی از گناه 2- سزاوار ، شایشته 3- فقیر، بی چیز 4- قدیم ،گذشته 5- دانش ، شناخت 6- ستایش

7- بخشنده گوارا ، دلنشین 8- انسان های پند پذیر 9- بخشش، نعمت

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- علم و دانش مرا افزایش بده ، و به علم بی انتهای خود متّصل گردان 2- تابنده ،‌پاینده 3- هست، نیست .......... نیستی ، هستی

4- الف 5- یعنی تا زمانی که این دنیا وجود و دوام دارد و انسان و موجودی در آن زندگی می کند بر حضرت محمّد(ص) و یارانش درود و سلام باد. 6- زیرا انسان بی ادب هم خودش را بد نام و رسوا می کند و هم به دیگران ضرر و زیان می رساند.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- قامت ، قیامت ....... مهتر ، بهتر 2- آرایه ی سجع 3- نوشته ی عطاملک جوینی و موضوع آن وقایع قرن هفتم هجری و حمله ی مغول به ایران است. 4- « مثنوی معنوی» اثر جلال الدین مولوی و در قرن هفتم هجری قمری. 5- ب) مسجّع

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- اسارت تن ،‌هویٰ و هوس. 2- منظور آخرین پیامبر حضرت محمد (ص)می باشد. 3- علم و دانش مرا زیاد کن و به علم بی انتهای خود متّصل کن. 4- در قالب مثنوی ، زیرا هر بیت قافیه ای مستقل و جداگانه دارد. 5- ب) یعنی هر کاری که با نام خداوند شروع نشود ناقص است.

درس دوم : ادبیات حماسی / رزم رستم و سهراب (1)

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) از آن پس بسازید سهراب را                   ببندید یک شب بر او خواب را

2) بگیر و به گیسوی او بر ، بدوز          به نیک اختر و فال گیتی فروز

3) چو ده سال شد زان زمین کس نبود              که یارست با وی نبرد آزمود.

4) جهان آفرین تا جهان آفرید           سواری چو رستم نیامد پدید

5) پدر را نباید که داند پسر              که بندد دل و جان به مهر پدر

6) زکف بفکن این گرز و شمشیر کین              بزن جنگ و بیداد را بر زمین

7) دل من همی بر تو مهر آورد            همی آب شرمم به چهر آورد

8) بکوشیــم فرجام کار آن بود             که فرمان و رای جهانبان بود

9) بگیر و ببـر زنده بر دار کن              و ز و نیز با من مگردان سخن

ب) معنی لغت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1) نباید به گیتی کسی تاجور

2) رستم برای شکار به نخجیرگاهی نزدیک مرز توران روی نهاد.

3) بگیر و به گیسوی او بر، بدوز           به نیک اختر و فال گیتی فروز

4) ور ایدون که آید ز اختر پسر            ببنـدش به بازو نشان پـــدر

5) برش چون بر رستم زال بود

6) تو پور گو پیلتن رستمی

7) مگر کان دلاور گو سال خورد          شود کشته بر دست این شیرمرد

8) رستم با سپاهی گران به جنگ سهراب رفت.

9) بزن جنگ و بیداد را بر زمین

10) زکشتی گرفتن سخن بود دوش

11) بکوشیم فرجام کار آن بود

12) از آن پس بسازید سهراب را

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در مصراع « به گردان لشکر سپهدار گفت » ، منظور از سپهدار کیست؟

2) یکی از ویژگی های داستان های حماسی وجود حوادث خارق العاده است.

در کدام یک از ابیات زیر چنین موردی دیده می شود؟

الف) چو نه ماه بگذشت بر دخت شاه             یکی پورش آمد چو تابنده ماه

ب)چو یک ماه شد، هم چو یک سال بود             برش چون بر رســتم زال بود

3) افراسیاب با فرستادن سپاه به یاری سهراب چه هدفی را دنبال می کرد؟

4) هدف سهراب از لشکر کشی به ایران چه بود؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) سه بخش شاهنامه را نام ببرید.

2) گذشتگان ما آثار ادبی را به طور عمده بر اساس ............................... تقسیم بندی می کردند.

3) در ادبیات گذشته ی ما ، دسته بندی و نام گذاری آثار نثر فارسی بر پایه ی شیوه ی ....................... آن ها بوده است.

4) در ادبیات جهان، آثار ادبی را بر چه اساسی تقسیم بندی می کنند؟

5) آثار ادبی بر چند نوع است؟ نام ببرید.

6) حماسه چیست؟

7) یکی از ویژگی های شعر حماسی را بیان کنید.

8) نمونه ی اعلای حماسه در ادبیات فارسی کدام اثر است؟ الف) شاهنامه فردوسی        ب) گلستان سعدی

9) در بیت زیر قافیه ها را مشخّص کنید.

« چو خندان شد و چهره شاداب کرد               ورا نام تهمینه سهراب کرد .»

10) در بیت داده شده ، مشبّه و مشبّه به را مشخّص کنید.

« چو نُه ماه بگذشت بر دُخت شاه                یکی پورش آمد چو تابنده ماه»

11) در بیت زیر کدام کلمات با هم ردیف و کدام کلمات با هم قافیه هستند؟

« کُنون رزمِ سهراب و رستم شنو                     دِگرها شنیدستی این هم شنو »

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) معنی « بکوشیم » در بیت زیر چیست؟

« بکوشیــم ، فرجام کار آن بود                     که فرمان و رای جهانبان بود»

2) با توجه به ابیات :

« به گردانِ لشکر سپهدار گفت                   که این راز باید که ماند نهفت »

« مگر کان دلاور گوِ سال خَورد               شود کُشته بر دست این شیرمرد»

الف) منظور شاعر از راز چیست؟

ب)منظور از گوِ سال خورد و شیرمرد چیست؟

3) در بیت داده شده ، مفهوم مصراع دوم چیست؟

« از آن پس بسازید سهراب را                 ببندید یک شب بر او خواب را»

4) مفهوم مصراع دوم بیت زیر را بنویسید.

« دل من همی بر تو مهر آورد             همی آب شرمم به چهر آورد »

5) در بیت « چو ده سال شد زان زمین کس نبود                 که یارسـت با وی نبرد آزمـود»

ـ منظور از کلمه ی مشخّص شده چیست؟

پاسخ پرسش های درس دوم

الف) بیان معنی شعر و نثر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) سپس قصد جان سهراب کنید و شبانه او را در خواب به قتل برسانید.

2) این حلقه را برای فرخندگی و مبارکی به گیسوان او ببند.

3) وقتی که ده ساله شد در آن سرزمین کسی نمی توانست با او بجنگد.

4) از رمانی که خداوند این جهان را آفرید ، جنگجو یی مانند رستم به دنیا نیامده است.

5) پسر نباید پدر خود را بشناسد ، چرا که به او علاقه مند می شود.

6) این شمشیر و گرز را بر زمین بگذار و جنگ و دشمنی را رها کن.

7) در دلم نسبت به تو احساس مهر ومحبّت می کنم و از جنگیدن با تو خجالت می کشم.

8) می جنگیم و نتیجه ی جنگ به اراده و خواست خداوند جهان آفرین است.

9) رستم را بگیر و به دار بکش و دیگر از او پیش من حرفی نزن.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- پادشاه ، شاه 2- شکارگاه 3- ستاره ( در اینجا یعنی بخت و اقبال) 4- این گونه ، این چنین 5- پهلو ، سینه 6- پهلوان، نیرومند

7- مُسن ، سال خورده (در اینجا یعنی رستم) 8- مجهّز، بسیار 9- ستم ، ظلم (در اینجا جنگ) 10- دیشب

11- می جنگیدم ـ سرانجام ،‌پایان نتیجه 12- قصد جان او را کنید.(او را بکُشید)

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- افراسیاب(پهلوان نامی و پادشاه توران) 2- (ب) این بیت دارای آرایه ی مبالغه و اغراق آمیز نیز هست.

3- از بین بردنِ رستم وسهراب 4- پدر را پیدا کند و او را بر تختِ پادشاهی بنشاند.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1- اساطیری ، حماسی ، تاریخی 2- شکل ظاهری 3- نگارش 4- محتوا و اندیشه 5- تعلیمی ، حماسی ، غنایی ، نمایشی

6- حماسه یکی از انواعِ ادبی و در اصطلاح روایتی است داستانی از تاریخِ تخیّلی یک ملّت که با قهرمانی ها و اعمال و

حوادث خارق العاده در می آمیزد.

7- تخیّلی بودن و شکل داستانی آن              8- الف )شاهنامه فردوسی                9- شاداب ، ‌سهراب

 10- مشبّه: پور               ـ          مشبّه به: ماه

11- ردیف : شنو، شنو               قافیه : رستم ، هم

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1- می جنگیم .

2- الف ) راز این است که سهراب نباید پدر خود،رستم را بشناسد.

ب)گوِ سال خورد : رستم ـ شیرمرد : سهراب

3- شبانه او را به قتل برسانید.                4- از جنگیدن با تو خجالت می کشم.

 5- توانست (از مصدر یارستن : توانستن)

درس سوم : رزم رستم و سهراب (2)

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) غمی بود رستم ،بیازید چنگ              گرفت آن بَر و یالِ جنگی پلنگ

2) همی خواست پیروزی و دستگاه               نبود آگه از بخشش هور وماه

3) خَــرامان بشد سوی آب روان                    چنان چون شــده باز جوید روان

4) به کُشتی گرفتن برآویخــتند                    زتن خوی وخون را فروریخــتند

5) چو بشنید رستم سرش خیره گشت               جهان پیش چشم اندرش تیره گشت

6) چو سهراب شیر اوژن او را بدید                  ز باد جوانی دلش بر دمید

7) بدو گفت: ار ایدون که رستم تویی                 بکُشتی مرا خیره از بدخویی

ب) معنی لغت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1- زتن خون و خوی را فرو ریختند                  2- چو سهراب شیر اوژن او را بدید

3- زمانه بیامد نبودش توان                             4- بدو گفت ار ایدون که رستم تویی    

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مصراع « زمانه بیامد نبودش توان »یعنی چه؟

2) در کُشته شدن سهراب چه کسی یا کسانی را مقصر می دانید؟ چرا؟

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در بیت زیر مشبّه را مشخّص کنید.

« بزد دست سهراب چون پیل مست                   بر آوردش از جای و بنهاد پست»

2) دربیت « بخواهد هم از تو پدر کین من                 چو بیند که خاک است بالین من »

ـ ردیف و قافیه را مشخّص کنید.

3) مفهوم مصراع دوم شعر زیر چیست؟

« بدو گفت : کاین بر من از من رسید                    زمانه به دست تو دادم کلید »

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) در بیت « دلیر جوان سر به گفتار پیر                بداد و ببود این سخن دل پذیر »

منظور از «دلیر جوان» و« پیر»کیست؟

2) مفهوم مصراع دوم بیت « بخورد آب و سر وتن بشست                به پیش جهان آفرین شد نخست » چیست؟

3) با توجه به ابیات زیر به پرسش ها ی مطرح شده پاسخ دهید.

1. چو رستم زدست وی آزاد شد              بسان یکی تیــغ فولاد شد

2. خَــرامان بشد سوی آب روان                 چنان چون شده باز جوید روان

3. بخورد آب و سر وتن بشست                 به پیش جهان آفرین شد نخست

4. همی خواست پیروزی و دستگاه                 نبود آگه از بخشش هور وماه

الف) کلمات قافیه در بیت اول کدام اند؟                   ب) در کدام بیت به خدا پرستی رستم اشاره شده است؟

ج) « به سان یکی تیغ پولاد شد » یعنی چه؟            د)رستم از خداوند چه چیزهایی خواست؟

4) مصرع دوم بیت « بدو گفت کاین بر من از من رسید                زمانه به دست تو دادم کلید» چه مفهومی دارد؟

5) منظور از مصراع دوم بیت زیر چیست؟

8) « همی خواست پیروزی و دستگاه                       نبود آگه از بخشش هور وماه»

پاسخ پرسش های درس سوم

الف) بیان معنی شعر: ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) رستم غمگین و خشمگین بود . دستش را دراز کرد و گردن و پهلوی سهراب جنگجو را گرفت.

2) رستم از خداوند پیروزی و قدرت طلبید در حالی که از سرنوشت خود بی خبر بود.

3) آهسته به سوی رودخانه رفت مانند مرده ای که دوباره زنده شده باشد.

4) با هم به کُشتی گرفتن مشغول شدند در حالی که از بدنشان خون وعرق جاری بود.

5) وقتی که رستم حرف های سهراب را شنید ، سرگشته و متحیّر شد و دنیا پیش چشمش تیره و تار شد.

6) وقتی که سهراب شیر افکن و نیرومند او را دید از غرور جوانی به هیجان آمد.

7) سهراب به رستم گفت: اگر چنین که می گویی رستم باشی ، بدان که مرا بیهوده از سرِ لج بازی کُشتی.

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌

1- عرق تن 2- شیر افکن،‌نیرومند 3- اجل،‌مرگ 4- این چنین ، این گونه

ج) خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) یعنی عمرش به سر آمده و توان جنگیدن نداشت.

2) رستم ، افراسیاب ، کاووس . رستم به خاطر غرورش و افراسیاب و کاووس به علّت حیله و توطئه و درنگ کردن در دادن نوشدارو.

د)دانش های ادبی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) مشبّه =>سهراب                      مشبّه به => پیل مست

2) ردیف => من                      قافیه => کین ، بالین

3) روزگار سرنوشت مرا به دست تو داد.

هـ) درک مطلب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌

1) دلیر جوان => سهراب                            پیر => رستم

2) اول به در گاه خدا دعا و رازونیاز کرد.

3) الف ـ آزاد ، پولاد

ب‌ـ بیت سوم : به پیش جهان آفرین شد نخست

ج ـ بسیار نیرومند و قوی شد و برخاست و راست ایستاد.

دـ پیروزی و قدرت خواست.

4) روزگار کلید مرگ و زندگی مرا در اختیار تو نهاد.

5) از آن چه سرنوشت برایش خواسته بود ، خبر نداشت(از سرنوشت خود بی خبر بود )

درس چهارم : میر علم دار

پرسش ها

الف) بیان معنی شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) ایا ابن سعد شقاوت شعار                لِوای ستم بر تو شد استوار

2) اگر جان را فدا کردم ، زهی طالع که من دارم.

3) ایا فرقه ی فارغ از ننگ و نام                   نهادید بر کفر ، اسلام نام

4) شما شرک یزدان و کین بر رسول               نهادید در عالم ذَر قبول

5) دست من و دامنت عمو جان

ب) معنی واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌

1) خطاب من به تو ای ابن سعدِ گَبر و دَغا

2) ز عباس شیر ژیان ، اَلحذر

3) با دلِ ریش وداعی بکنیم ای محزون

4) ای که چون تو دیده ی اَنجُم ندید

5) نمی دهم به شما غیر ناوکِ بُرّان

د)دانش های ادبی و خود آزمایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

1) در بیت زیر یک آرایه ی تشبیه پیدا کنید.

« به زعم شما گرچه این پُر گناه                      نموده است طومار عصیان سیاه »

2) موضوع اصلی ادبیات نمایشی چیست؟

3) وظیفه ی اساسی ادبیات نمایشی چیست؟

4) ادبیات نمایشی در غرب به چند دسته تقسیم می شود .نام ببرید.

5) تراژدی را تعریف کنید.

6) کمدی را تعریف کنید.

7) درام را تعریف کنید.

8) ادبیات نمایشی چیست؟

9) درون مایه (محتوا )ی نمایش نامه ها چه چیزهایی می تواند باشد ؟

10) درباره ی سابقه ی ادبیات نمایشی در ایران توضیح دهید.

11) شباهت ها و تفاوت های نمایش رو حوضی و تعزیه را توضیح دهید.

12) تئاتر و تعزیه چه فرقی با هم دارند؟

13) در ادبیات غرب به نمایشی که تصویر ناکامی اشخاص برجسته است ......................... می گویند.

14) در ادبیات غرب ، نمایش تجّسم عیوب و رذیلت های اخلاقی به گونه ای خنده دار را ....................... می گویند.

باسپاس ازآقای صادقی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:30  توسط   | 

خودآزمایی ادبیات سال دوم دبیرستان

پاسخ خود آزمايي هاي ادبيات فارسي 2

  

 خودآزمايي درس اول ص5

    1-  اي كريمي كه بخشنده ي عطايي واي حكيمي كه پوشنده ي خطايي .

      -در دل هاي ما جز تخم محبت مكار وبرتن وجان هاي ما جز الطاف و مرحمت خود منگار .

     - به نام آن خدايي كه نام او راحت روح است وپيغام او مفتاح فتوح است .

     -  سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است وذكر او مرهم دل مجروح است .

2-      اعمال انسان ، تلميح دارد به حديث «الدنيا مزرعه الاخره»

3-    اشاره دارد به ضربت خوردن حضرت علي (ع) وبه شهادت رسيدن ايشان به دست عبدالرحمن بن ملجم مرادي وحضرت علي (ع) به امام حسن (ع) دستور داد كه با او مدارا كنند .

4-      بيت هشتم (( نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت      متحيّرم چه نامم شه مُلك لافتي را ))

5-   منظور از پيام آشنا در بيت حافظ(( معشوق وخدا )) وآشنا «عاشق وخود حافظ » است . ولي در اين شعر كه شهريار آن را از حافظ تضمين كرده است منظور از پيام آشنا «حضرت علي(ع) »و آشنا «خود شهريار» مي باشد .

6-      الف: هركاري كه با نام خدا آغازنشود ، ابتر است. اشاره دارد به حديث «كُلُّ امرٍذي بالٍ

             لَم يَبدأُ فيه بِبِسمِ الله فَهُوَ ابتر

          ب : در درس ناله ي مرغ اسير ومرغ گرفتارسال اول :

    7-آن كسي راكه دراين ملك سليمان كرديم

                                  ملت امروزيقين كرد كه اواهريمن است 

 به يكي از داستان هاي حضرت سليمان اشاره دارد . 

ج )بيسستون برسرراهست مبادازشيرين      خبري گفته و غمگين دل فرهاد كنيد 

     ( به داستان شيرين و فرهاد اشاره دارد)

 

7-    الهي يكتاي بي همتايي ، قيوم توانايي ، برهمه چيز بينايي، درهمه حال دانايي ، ازعيب مصفايي ،ازشرك مبرايي ،اصل هردوايي ،داروي دلهايي.

الهي ازما هركه را بيني معيوب بيني ،هر كرداربيني همه با تقصير بيني ،بااين همه باران رحمت تو باز نايستد و جز گل كرم نرويد .

الهي غافلانيم نه كافرانيم ،  صمدا به بركت نواختگان حضرت تو وبه بركت گداختگان هيبت تو ،الهي به بركت متحيران جلال تو و به بركت مقهوران قهرتو كه ما را به صحراي هدايت آري واز اين وحشت آباد(دنيا ) به روضه اقدس رساني .  

(از كتاب مجموعه مناجاته اي خواجه عبدا..انصاري)  ص:22، 21، 75

 

خود آزمايي درس دوم( رستم واشكبوس) ص11

1-به خاك افكندن :كنايه ازشكست دادن ، كشتن ونابود كردن

2- الف . تهمتن برآشفت و باتوس گفت                  كه رُهّام را جــام باده ست جفت

ب- كُشاني بدو گفت :با تو سليـــــح                  نبينم همي جز فســــوس و مزيح

ج- بدو گفت :خندان كه نــام تو چيست                تن بي سرت را كه خواهد گريست

د به شهر تو شيــــــرونهنگ وپلنگ                 سوار اندرآيينه هـــر سه به جنگ      

    هم اكنون تو را أي نبــــــرده سوار                پياده بيـــــامـوزمــــت كارزار

و- بخنديد رستـــــــم به آواز گفــت               كه بنشين كنـــار گران مايه جفت

    سزد گر بداري ســـــــرش در كنار              زماني برآســايي از كــــــارزار

 

3- الف: زمينه داستاني : كل ماجرا به صورت داستاني بيان شده است

ب: زمينه خرق عادت : چو بوسيد پيكان سر انگشت اوي    گذركردبرمهره ي پشت اوي

ج: زمينه قهرماني : جنگ ونبرد تن به تن نشانگر زمينه قهرماني است

د: زمينه ملي : دفاع رستم ازكشوروطن خود بيانگر زمينه ي ملي است

 

4-تو مركز سپاه را با نهايت دقت نگهدار يا تو مركز سپاه را به نظم وترتيب حفظ کن  يا مقررفرماندهي را منظم كن     

 

5- پياده نديدي كه جنگ آورد             سرسر كشان زيرسنگ آورد

بدو گفت خندان كه نام تو چيست             تن بي سرت را كه خواهد گريست

به شهرتوشيرونهنگ و پلنگ              سواراندر آينه هرسه به جنگ ؟

 

6- الف: كمان را به زه كردزواشكبوس         تن لرزلرزان ورخ سندروس

به رستم برآنكه بباريد تير                       تهمتن براوگفت برخيره خير

همي رنج داري تن خويش را                   دو بازي وجان بد انديش را

ب: تهمتن چنين داد پاسخ بدوي               كه أي بيهده مرد پرخاش جوي

پياده نديدي كه جنگ آورد                  سرسركشان زيرسنگ آورد

7- براو راست خم كرد و چپ کرد راست    خروش ازخم چرخ چا چي بخاست ))واج آرايي درصامت (خ  چ)

مرا مادرم نام مرگ توكرد         زمانه مراپتگ  ترگ تو كرد  واج آرايي درصامت ((م وت))

8- به گرزگران دست برد اشكبوس      زمين آهنين شد سپهرآبنوس

چو بوسيد پيكان سرانگشت اوي         گذركرد برمهره ي پشت اوي

بشد تيزرهام با خودوگبر                  همي گرد رزم اندرآمد به ابر

بزد بر بروسينه ي اشكبوس           سپهرآن زمان دست اوداد بوس

 

درس سوم ( حمله ي حيدر )                         

1-    خشمگين شدن  نشان دادن خشم شديد

2-    هژبر  ژيان وشيراله وشيرخداوشجاع غضنفراستعاره از حضرت علي (ع)

3-چون شاعربه بازآفريني يك ماجراي تاريخي دست زده است واز حماسه طبيعي شاهنامه فردوسي تقليد كرده است يعني تنها شكل ظاهر آن را به سمت وسوي حماسه طبيعي سوق داده است وبه همين دليل (جنبه هاي ملي واسطوره أي درآن وجود ندارد وبيشتر صحنه هاي آن ساختگي است واصالت حماسه درآن ديده نمي شود )

 

4-نمونه أي از حماسه ي مصنوعي شهنشاه نامه فتحعلي خان / مختارنامه/ ظفرنامه مستوفي / خاوران نامه ي ابن حسام يوسفي كه شرح جنگهاي حضرت علي  ع  است / انه ايد و پر يل

5 بيت 13 اله وا ژ دها  چون حروف قافيه مشترك ندارند

سپربر سر آورد شيراله              علم كرد شمشير آن ا ژ دها

 

6-مولوي شخصيت والاي حضرت علي  ع توصيف كرده ونتيجه اخلاقي گرفته است ولي باذل مشهدي فقط جنبه ي حماسي وشهامت حضرت علي ع  را بيان كرده است

×  بيان مولوي عارفانه است ولي بيان باذل مشهدي حماسي 

× قالب هر دو مثنوي است

 

 خودآزمايي درس چهارم ( بچه هاي آسمان ) ص26

 

1-  چون جايزه نفر سوم علاوه بر نشان مسابقه و جام پيروزي ويك هفته اردوي رامسر يك جفت كفش ورزشي بود , علي مي خواست نفر سوم شود تا كفش را ببرد و آن را به خواهرش بدهد .

2-  آنجا كه مي نويسد : عده أي از خانواده ها از بچه هاي خود عكس و فيلم مي گيرند وگروهي هم با آب وشيريني و آب ميوه از بچه هاي خود پذيرايي مي كنند .اما علي مات ومبهوت فضاشده است وبا كفش كهنه اش اطراف را تماشا مي كند .

3-  به علت قداست وخلوص نيت و ايثار وفداكاري واز خود گذشتگي علي و زهرا بخصوص علي به نوعي آنها را مقدس كرده است كه رفتار آنان نوري از انوار ذات الهي است و آسماني است نه زميني .

4و5 تكليف دانش آموز است .

 

خود آزمايي  درس پنجم كباب غاز ص42

1-از ماست كه برماست يعني سرچشمه بسياري ازبلاها وبدبختي ها خود انسان است

2-آنجاكه ميزبان به مهمانان اصرار مي كند از كباب غاز كه شكمش را از آلوي برغان پركرده اند   بخورند به تصور اينكه هنوز بر سر قرار قبلي خود مي باشد واز آن نمي خورد ولي بر خلاف انتظار به محض اينكه ميزبان چنين حرفي مي زند مصطفي اختيار خود را از دست داده  شروع به خوردن كباب غاز مي كند وبقيه ميهمانان هم به تبع او به جان غاز مي افتند ودريك چشم به هم زدن به جان غاز مي افتند و همه آن را مي خورند .

3- او از سبك نثر ساده و محاوره أي استفاده كرده است و با آوردن طنز وضرب المثل مختلف و اصطلا حات عاميانه   توصيفات جزيي كنايات و.. مطالب انتقادي خود را بيان كرده است

 

4-جلو كسي درآمدن : درست ومناسب پذيرايي كردن

سماق مكيدن : بيهوده منتظرماندن

شكم را صابون زدن : به خود اميد وعده دادن

چند مرده حلاج بودن : چه اندازه توانايي و كارايي انجام دادن كاري را داشتن / كاري را دور از انتظار انجام داده .

 

5-الف: اين آدم بي چشم و رو كه از امام زاده داود وحضرت عبدالعظيم قدم آن طرف تر نگذاشته بود از سرگذشت هاي خود در شيكاگو ومنچستر وپاريس وشهرهاي ديگري از اروپا وآمريكا چيزها حكايت مي كرد و      ص  37

 

ب: در همان حين بخور بخور كه منظره ي فناوزوال غازخدا بيامرز   مرا به ياد بي ثباتي فلك بوقلمون وشقاوت مردم دون ومكروفريب جهان پتياره وو قامت اين مصطفاي بد قواره انداخته بود..

 

ج : مانند قحطي زدگان به جان غازافتادند ودريك چشم به هم زدن گوشت واستخوان غازماده مرده مانند گذشت واستخوان شترقرباني دركمركش حلترم وكتل وگردنه ي يك دوجين شكم وروده مراحل مضغ وبلع وهضم وتحليل راپيموده يعني به زبان خودماني رندان چنان كلكش را كندند كه گويي هرگز غازي قدم به عالم وجود ننهاده بود ! .

 

6-قرار ومرار  ،  خرت وپرت تازه،    شكوم ندارد ،  واثرقيد ،  غفلتا فنرش در رفت درست كيفور شده بودم  ، هيچ برو وبرگرد نداشت

 

7- روزي زسر سنگ عقابي به هوا خاست         اندرطلب طعمه پروبال بياراست

برراستي بال ونظركرد وچنين گفت                امروز همه روي جهان زير پرماست .

  براوج چوپروازكنم ازنظرتيز                       مي بينم اگر ذره أي اندرتك درياست

گربرسرخاشاك يكي شيشه بجنبد                   جنبيدن آن پشه عيان درنظر ماست

 بسیار مني كرد وزتقدير نترسيد       بنگركه ازاين چرخ جفا پيشه چه برخاست

ناگه زكمينگاه يكي سخت كماني      تيري زقضابر بگشاد برو راست

بربال عقاب آمدآن تيرجگردوز         وزابرمرورا به سوي خاك فروكاست

برخاك بيفتاد وبغلتيد چوماهي          وانگاه پرخويش گشاد ازچپ واز راست

گفتاعجب است اين كه زچوبي وزآهن     اين تيزي وتندي وپريدن زكجا خاست

زي تيرنگه كرد وپرخويش برو ديد             گفتا كه ناليم كه از ماست كه برماست                      ناصر خسرو

 

پيام هردو درس يكي است كه گاهي منشا بدبختي هاومشكلات از خود انسان است.

 

خود آزمايي درس ششم  ص 53

1 التماس وعجرولابه محمد ولي وقتي كه گفت : من پنج بچه دارم و اودلش

به حال بچه هاي او سوخت وراضي نمي شد بچه هاي او مثل فرزند خودش

 بي سرپرست شوند .       

2-نويسنده با هنرمندي خاص وبه كمك توصيف طبيعت نا آرا م وخشن وغرش بادهاي شديد وصداي شيون زن واوضاع اجتماعي وسياسي عصر خود را به تصوير بكشد از جمله :‌ زد وبند زمين داران ودولت مركزي براي سركوب حركت مردم ، خود كامگي استبداد حاكمان زمان خود،فقر وناآگاهي حاكم بر جامعه همدستي اربابان با دولت براي سركوبي مردمي ، فساد.

 

3-الف:مي خواست شاهد نداشته باشد زيرا او با ظلم وآدمكشي هاي خان بزرگ شده است كه به اوگفته بود هرگاه گيله مرد خواست فرار كند اورا بكشد

ب:به گمان اين كه اومحمد ولي است وازمعامله اوباگيله مرد آگاه شده است به همين دليل  گيله مرد رامي كشد

4-اوفضاسازي مي كند واين صدا تداعي كننده كشته شدن زن ليگه مرد وظلم وستمهايي دوران ستم شاهي است كه به مردم شده است وتمام صداها ، صداي باد ،باران وبيقراري درختان هركدام نمادي ازظلم دوران (ارباب رعيتي ) است واين فضا سازي نشان دهنده آن است كه انگيزه اصلي عصيان گيله مرد ظلم وستم هايي است كه بر گيله مرد ومردمان آن عصر رفته است .

 

5-محمد ولي نماد مهره حكومتي وانسان زورگور وبي رحم ووابسته ي حكومت ومجري خواسته هاي حاكمان وبي اختيار كه تمام قدرتش اسلحه اش است وبدون آن هيچ است

مامور دوم نماد انسان مردد ،ضعيف النفس ، ناآگاه به مسائل اجتماعي جامعه خود ،اغفال شده عقيد ه أي ومزدوري كه ثمره ظلم وشرايط اجتماعي است واز سردرد وگرفتاري به اين شغل شوم ،تن داده است.-----

خودآزمايي درس هفتم(سووشون) ص61

1-    پراكنده ونامنظم دروكنيد تا مقداري محصول باقي بماند وخوش چين هاهم بهره اي ببرند .

2-  نويسنده بامهارت خاصي مرگ مظلومانه سياوش به فرمان افراسياب رابهانه قرار داده است تا از اين طريق شهادت مظلومانه آزاديخواهان را به دست عناصر ستمگر بيان كند مرگ اوعلاوه بر اينكه جنبه ي ملي دارد،جنبه ي مذهبي پيدا كرده است وياداور به شهاد ت رسيدن مظلومانه امام حسين وتمام شهداي كربلاست .

3-    خوشه چيني كنايه از گدایي

آفتاب تيغ كشيد كنايه از خورشيد طلوع كرد

رنگ شب پريده كنايه از صبح فرار رسيده است

خروسخوان كنايه از صبح زود

كفري كردن كنايه از خشمگين وعصباني كردن

4-    مثل ماري كه روي قلبش چنبر زده وخوابيده بود ،سربلند كرده وبه نيش زدن پرداخته است

5-    تكليف دانش آموزان است

6-    شلخته دروكنيد تا چيزي گيرخوشه چين ما بيايد.

خودآزمايي درس هشتم(كلبه عمو تم ،تو رامي خوانم) ص73

1-دادن غذاي خودش به ديگران ، شلاق نزدن به همنوعانش وقتي او رامجبور

به شلاق زدن كردند ، ازضعفا و نوميدان دلجويي كردن بعد ازهمه آمدن وسهم

را كمتر گرفتن ، پر كردن سبد بيماران وضعيفان مزرعه وخود را به خطر انداختن و

 

3-  خشونت وسنگدلي را لازمه ي اين كار دانست تابتواند بيشتر وبي رحمانه تر از بردگان كاربكشد زيرا هر وقت انسان را از شخصيت واقعي خودش بگيرند مي توانند از اوانسان خشني درست كنند وچنين انساني دراختيار ارباب قدرت قرار مي گيرد ارباب هم فكرمي  كرد عمو تم ازرفتارخشونت آميزارباب مي ترسد ومطابق ميل او عمل مي كند واز اين طريق مي تواند از بردگان بيشتروبي رحمانه تر كار بكشد اما برخلاف تصور او عموتم انساني مهربان ودلسوز بود وبا انديشه هاي ظالمانه ارباب او بسيار فاصله داشت .

 

4-  وقتي ارباب او را وادار كرد كه به زن برده شلاق بزند عمو تم از اين كار امتناع كرد . ارباب ضربات شلاق به او زد واز او خواست كه به زن برده شلاق بزند واو را تهد يد به كشتن ومرگ مي  كرد عمو تم به اوگفت : ( هنگامي كه جسم را كشتيد ديگر كاري از دستتان بر نمي آيد وپس ازآن ابديت دركار است ). يعني نهايت قدرت تو كشتن جسم من است و با روحم نمي تواني كاري كني . اين جمله به شدت ارباب ستمگر را عصباني كرد .

 

5-  آنجا كه مي گويد ((ای ارباب وقتي جسم مرا مي كشيد پس از آن ابديت در كار است .)) تا زنده ام وقت وجسم من دراختيار شماست اما روانم را نمي توانم به وجود فنا پذيري بسپارم . آن را براي خداوند محافظت مي كنم ودستورات را برهمه چيز مقدم مي شمارم همه شكنجه هاي تو راتحمل مي كنم چون آنها وسيله أي خواهند بود كه هرچه زودتر به دياري كه بايد به آنجا بروم ، روانه شوم وخداوند قادر وتوانا ياور من است . ))

 

6-    تكليف دانش آموزان است .

 

7-    رنج وعذابي كه درجامعه جاري است به يقين ريشه آن درگذشته ي تاريك پنهان است وگذشتگان ما مقاومت نكردند .

 

خودآزمايي درس  نهم ( دربيابانهاي تبعيدو) ص77

1-  سرگرداني دركوه وبيابان، وسنگلاخ ، خراب شدن خانه ها وويراني آبادي ها رها شدن اجساد مردم، در بيابان وطمعه كركس ها شدن ، بمباران وتهاجم هوايي وزميني نابودي مزارع ، تيرباران كردن زنان توسط غاصبان اسرائيلي و

2-    الف : اي خونين چشم وخونين دست / به راستي كه شب رفتني است .

نه اتاق توقيف ماندني است / ونه حلقه هاي زنجير .

ب:   نرون  مرد ، ولي رم نمرده است / با چشم هايش مي جنگد

و دانه هاي خشكيده خوشه ای / دره ها را از خوشه ها لبريز خواهد كرد .

 

3-    سروده هاي صلح وشادي : وحي وپيام الهي پيامبران وكلام خداوندي

چوپانان : پيامبران الهي

4-    نماد صلح وآشتي وامنيت / پرچم كشور فلسطين ،لبنان

 

5- نرون مرد ، امارم نمرده است ظلم وستم نابود شدني است ودرهيچ دوراني پايدار نمي ماند وحق وعدالت همواره باقي خواهد ماند يا ظلم رفتني است اما سرزمينها باقي است .

يا اسرائيل نابود مي شود و فلسطين باقي خواهد ماند .

با چشم هايش مي جنگد يعني مردم فلسطين با آگاهي وشناخت با دشمن مي جنگد.

 

خودآزمايي درس دهم ( دخترك بينوا ) ص86

1-    دسته ي سطل را به صدا درآورد / با صداي بلند شمارش مي كند كه براي او جانشين يك رفيق مي شود .

2-  ذوقي است مثل : بالاي سرش آسمان ازابرها ي سياهي شبيه به دودهاي متراكم پوشيده بود . به نظرمي رسيد كه نقاب حزن انگيز برسر اين كودك فرو آمده است .

علف هاي بلند زير نسيم مثل مار ماهي پيچ وتاب مي خورند . درخت هاي خاردار مانند بازد هاي طويلي كه مسلح به چنگال ومهياي گرفتن شكارباشند به هم مي پيچند چند خلنگ خشك كه گويي به دست باد رانده مي شوند ، شتابان مي گذشتند مثل اين بود كه با وحشت از جلو چيزي كه مي رسد ، مي گريختند و

3-    آب كه درسطل حركت مي كرد دايره هايي  تشكيل مي داد كه به مارها ي سفيد شباهت داشت .

·    ابرهاي آسمان بالاي سرش را چون نقاب حزن انگيز ظلمت بر سر خود مي ديد

·  شاخه هاي عظيم به وضع موحش سيخ ايستاده بودند . بوته هاي خار سوت مي زدند علف هاي بلند زير نسيم مثل مارماهي پيچ وتاب مي خوردند . شاخه هاي بلند درختان خاردار مثل بازوهاي دراز مسلح به چنگال آماده ي گرفتن شكاربودند . علف هاي خشك جارو درمقابل باد گويي از ترس چيزي در حال فرار هستند . از هر طرف فضا هاي غم انگيز امتداد داشت و

4-  * زن نفرت انگيز بادهان هم چون دهان كفتار وچشماني بر افروخته از غضب * زن تنارديه گفت : دختر برو براي اسب آب ببر . كوزت با صداي ضعيفي گفت خانم آب نداريم . زن تنارديه در كوچه را گشود ، راه را به وي نشان داد و گفت : خيلي خوب ، برو آب بيار وغرغر كنان گفت : اگر اين جا آب نيست در چشمه هست و فرياد زد ا  برو !

5-    تكليف درسي

خودآزمايي درس يازدهم هديه سال نو ص 94

1-    گيسوان زيباي دلا چون آبشار طلايي مي درخشيد وشبيه دامني تا زير زانويش را پوشانيده بود

زندگي معجون دردآوري است از لبخندهاي زودگذر و

استعاره   - دلا كلاهش رابرداشت واز زير آن ،طلايي رنگ سرازير شد 

- فلز گران بها از انعكاس آتش اومي درخشيد

2-    چون موي زيباي اورا به بهاي بسيار كم ازاوخريد.

3-    چون خريد آن هدايا بيانگر عشق وعلاقه وفداكاري وايثار آنها نسبت به يكديگر بود.

4-

5- عشق وايثار وفداكاري

6-  نا تانائيل ، آرزو مكن كه خدا را در جايي جز همه جابيابي هر مخلوقي نشان از خداست وهيچ مخلوقي اورا هويدا نمي سازد .

7-  ما همگي اعتقاد داريم كه بايد خدا كشف كرد. دريغا كه نمي دانيم هم چنان كه درانتظار اوبه سر مي بريم ،به كدام درگاه نيازآوريم ،سرانجام اين طور نيز مي گوئيم كه اودر همه جاهست ،هر جاونايافتني است.

8-  هر دوبه زبان هنر يك مطلب رابيان مي كنند ومنظور اين است كه بينش ،ديد ، زاويه اي كه انسان بر روي طبيعت مي گشايد مهم تر ازآن چيزي است كه مي بينيد.

خودآزمايي درس دوازدهم 100

1-    مي،  عيش ومستي  ( بعضي قناعت وتلاش باتهذيب نفس) مي دانند .

2-    درويش نوازي = بيت 4  اي صاحب كرامت شكرانه سلامت  روزي تفقدي كن درويش بينوارا

   حسن   خلق : بيت5       آسايش دوگيتي تفسير اين دوحرف است      بادوستان مروت بادشمنان مدارا

اغتنام فرصت : بيت 3 ده روزه مهر گرون افسانه است وافسون   نيكي به جاي ياران ، فرصت شماريارا

4-تكليف دانش آموزان است

درمورد آينه ي سكندر   فرهنگ معين

                              حافظ نامه ج 1 ص 134

                            دايره المعارف فارسي مصاحب، ذيل آيئنه

                            لغت نامه دهخدا

                           مكتب حافظ ص214-216

درمورد دارا:    تاريخ ايران باستان ، حسن پيرنيا

                  آخرين شاه ،علي حصوري

                  ايران ازآنجا تا اسلام       رومن كريشمن

                   فرهنگ معين               مترجم دكتر محمد معين

     5- قيامت وبهشت

6- حديث روضه نگويم،گل بهشت نبويم   جمال حور نجويم ، دوان به سوي توباشم

 مي بهشت ننوشم زجام ساقي رضوان     مرا به باده چه حاجت كه مست بوي توباشم

درس سيزدهم ص 105

1-    الف كثرت است يعني سود فراوان

به روز نيك كسان گفت تا توغم مخوري   بسا كسا كه به روزتوآرزومنداست

گرت سوداي آن باشد كزين سودا برون‌ آيي   زهي سودا كه خواهي يافت فرداازچنين سودا                              (سنايي)

نه من سبوكش اين دير رندسوزم وبس   بسا سرا كه در اين آستانه سنگ وسبوست                 (حافظ)

2-    خداوند

3-    زيزدان دان نه ازاركان كه كوته ديدگي باشد

                                             كه خطي كزخرد خيزد توآن را ازبنان بيني

4-اوج- قعر /  سود-زيان/ امروز-فردا/اقبال-ادبار/عرش-فرش/ماه-چاه/و

5-ازبلندي به پستي وازعزت به ذلت آمدن

عرش كنايه ازآسمان / فرش كنايه اززمين

6-سر الب ارسلان ديدي، زرفعت رفته برگردون

                                    به مروآتاكنون درگل تن الب ارسلان بيني

7-   1- هليدن      2- هشتن

9-    تنه اصلي

درس چهاردهم( تربيت  انساني وسنت ملي مان ص 109

1-    داستان كاوه آهنگروقيام اوعليه ضحاك

2-    ص108  پاراگراف چهارم عبارتند از: احترام به حقوق خود وديگران

احترام به آزادي خود وديگران،عدالت خواهي وتنفراز زور،مسئوليت اجتماعي ووظيفه شناسي ،همكاري وزيستن باديگران درصلح وصفا

3-  چون مردم به دين اسلام روي آوردند ودين اسلام كه عدالت اجتماعي رابشارت مي داد جايگزين قوانين خشك ونابرابر ساساني  شدوفاصله هاي طبقاتي تجمل پرستي، فساد ونبود عدالت اجتماعي ،كه عامل سقوط دولت ساساني شد جاي خود رابه مساوات ، برادري، برابري وآزادي داد كه ازثمرات دين اسلام است.

4-    دانش آموزان وآزادگي ودين ومروت    اين همه رابنده درم نتوان كرد

5-    زيرا مثنوي درعمق ودرلطافت فكرديني وعدالت خواهي با ذهن انسان قرن بيستم سازگار است.

6-  وحدت، ايثار وازخودگذشتگي، عدالت خواهي،ظلم ستيزي ونفي ديكتاتوري واستبداد شهادت طلبي ،مبارزه آرمانها،تحمل سختيها،خودباوري وبازگشت به خويشتن وتمايل به ارزشهاي انساني ومذهبي و

درس يازدهم(جلوه هاي هنر دراصفهان)ص 113

1-  اصفهان كه همچون شاهزاده افسون شده است.زيرا زيبايي ورنگارنگي فصل بهار دركاهش نمايان است ولي اين نقش ها ثابت وجامه وبي حركت درعين حال  هميشگي وجاويد است

2-  در افسانه هاي قديم آمده است كه افسون گران معمولا براي نجات كسي روح اورادر شيشه مي كرده  ودرجاي نامعلومي پنهان مي كردند تا دشمن براودست نيابد .اين تشبيه زيبا به خوبي توانسته است تصويري ازروح معماري ايراني رانشان دهد كه در بنا به كاررفته است . روحي كه پس ازساليان هم خيال زنده وحامل فرهنگي غني است.  

3-  به عقيده اي كه در افسانه ها آمده كه غولها وجادوگران و ديوها روح افراد را درشیشه محبوس مي كردند ودراينجا اصفهان به شاهزاده زيبا تشبيه شده است كه روح او را درميناي كاشي ها حبس كرده اند .

4-  آزادگي ووارستگي ، پاي بند ، سرسبزي هميشگي، راست قامتي ورعنايي در اساطيريونان نشان سوگواري واندوه واز دست دادن يار است وچوب آن نشان فنا ناپذيري است

5-    طاووس وسرو

6-    سلاح = سليح/ ركاب= ركيب/ مزاح=مزيح/ مهماز= مهميز/ كتاب=كتيب/ حساب=حسيب/ حجاب=حجيب/

درس شانزدهم (خسروو) ص 124

1-    كميتش لنگ بود=كنايه ازناتوان بودن

مثل شاخ شمشاد =كنايه ازراست قامت ،با غرور و افتخار

سپر انداختن =كنايه ازتسليم شدن وشكست خوردن

باب دندان =كنايه ازمطابق ميل ومناسب بودن

2-محروميت ازپدر ومادر،دوستي وهمنشيني با افراد تبه كاروبد،ناسالم بودن جامعه عدم استفاده ازتوانايي ها واستعدادهاي خدادادي

3-بي توجهي والدين،عدم اعتماد به ارزش هاي خود ،بي ايماني ،ياس ونوميدي ،طلاق ،فقر ،بيكاري،بي اعتمادي نسبت به آينده،كمبود هاي فرهنگي ،ناسالم بودن محيط،كمبودمحبت و

4-تكليف دانش آموزان است.

5-حكايت

يكي را ازحكما شنيدم كه مي گفت : هرگز كسي به جهل خويش اقرار نكرده است مگر آن كس كه چون ديگري درسخن باشد همچنان تمام ناگفته ،سخن آغازكند.

سخن راسرست اي خداوند وبن       مياور سخن درميان سخن

خداوند تدبير وفرهنگ وهوش         نگويد سخن ،تانبيند خموش

                                                     ازگلستان سعدي باب چهارم ص321

6--حروف اضافه ايهام دارد  1- حرف هاي زائد واضافي ياحرف بي مورد                                        2-      حروف اضافه دردستور زبان فارسي  

 سخنراني موجي ايهام دارد     سخراني راديويي كه ازطريق امواج پخش ميشود

                                       سخنراني دیوانه کننده

                              

7-اشتر به شعر عرب در حالت است وطرب

                                        گرذوق نيست تورا كژ طبع جانوري

درس هفدهم (داروگ ،باغ بي برگي و) ص  135

1-فقر ومحروميت وجامعه ای كه درحال ويراني وفروريختن  است.

2-وجدار دنده هاي ني به ديوار اتاقم دارد ازخشكيش مي تركد.

-        چون دل ياران كه درهجران ياران

3-ابر رابه پوستين سرد نمناك تشبيه كرده است (ابر باآن پوستين  سردغمناك )

باغ راتنها ،ساكت ،عريان ،باشاخه هاي به رنگ شعله ي زرين توصيف كرده است.

  ( باغ  بي برگي روز وشب تنهاست /باسكوت پاك وغمناكش /

جامه اش عرياني است/ ور جزانيش جامه أي بايد،بافته بس شعله ي زرتارپودش باد.

 4-باغ بي برگي

5-ميوه هاي سر به گردون ساي كه درخاك خفته اند منظور بزرگاني كه ازبين رفته اند.

6-تعداد اصحاب پيغمبر (ص) درجنگ بدر وتعداد ياران امام زمان درهنگام قيام مساوي است يعني 313 نفر، هر دو علیه ظلم و ستم است و با امداد های غیبی پیروز می شوند

7-    شعر داروگ وباغ من نیمایی وداراي وزن وقافيه وداراي آهنگ است.

8-    تكليف كلاسي است شعر درمورد خزان

9-    تكليف كلاسي است درمورد انتظار

درس هجدهم (سفر به خير ،درسايه ساز نخل ولايت ) ص 142

1-    گون نماد انسان هاي اسير وگرفتار وزنداني

        نسيم نماد انسان هاي آزاد ورها

2-    تكليف كلاسي است

          وجه اشتراك :درهر دوشعر به دنبال آزادي ورهايي خود وسرزمين خود ازقيد استبداد هستند ولي زندان واسير شدن قدرت مبارزه را ازدست داده اند.

·  درهردوشعر افراد زنداني ازنسيم وسحر درخواست مي كنند كه پيامشان را به دوستان وآزاديخواهان برسانندوطلب آزادي مي كنند

وجه  افتراق * سفر به خير درقالب شعر نونيمايي است ولي شعر ناله مرغ اسيرغزل سنتی  است

·    شعر سفر به خير به صورت سئوال وجواب اززبان گون ونسيم است .ولي شعر ناله ي مرغ اسير اززبان خود شاعر است.

3-پيرزني كه دربازار كوفه خانه داشت روزي عرق ريزان كيسه اي آرد بر دوش داشت ودربازار كوفه مي رفت حضرت علي (ع) به كمك اوشتافت وكيسه ي آرد رااز اوگرفت وبه خانه ي اوبرد ودرمنزل دركار پختن نان به اوكمك كرد وحضرت علي(ع) كودكان رابر پشت خود سوار مي كرد وباآن ها بازي مي كردآن بيوه زن كه شوهرش دريكي ازجنگ ها از دست داده بود در حين كاركردن ازوضع وروزگار خود شكايت مي كرد كه علي همسرش رابه جنگ برده كشته شده است . پيرزن كه حضرت علي(ع) رانمي شناخت مداوم از حضرت علي(ع) شكايت مي كرد در همين حال يكي ازهمسايگان اوكه حضرت علي(ع) رامي شناخت به خانه ي اوآمد وبه پيرزن گفت هيچ ميداني اين ميهمان كيست ؟ گفت نه؟ اما هركس است به من خيلي كمك كرده است زن گفت : اين حضرت علي(ع) است .زن براي عذر خواهي به نزد حضرت علي(ع) آمد ديد حضرت علي(ع) چهره وسينه اش رادرمقابل آتش گرفته است ومي گويد: علي بسوز كه درحكومت توكودكان يتيم فراموش شده باشند .

3-  خدا به معني صاحب ، مالك . دارنده است .ودركلمات مركبي مانند كدخدا دهخدا به معني همين صاحب است . اين واژه به معني پادشاه هم به كار رفته است خدا از ريشه پهلوي خوتاي گرفته شده است

ودر اينجا به معني همين پادشاه است . سابقه ي تاريخي آن بر مي گردد به (( خد يو )) به معناي پادشاه ، همه ي توصيفاتي كه درموردحضرت علي (ع) درشعر آمده زيباست از جمله :

·    پيش از تو ، هيچ اقيانوسي را نمي شناختم / كه عمود بر زمين بايستد

·    چگونه شمشيري زهر آگين / پيشاني بلند تو اين كتاب خداوند را از هم مي گشايد 

·    چگونه مي توان به شمشيري ،دريايي را شكافت .

·  در احد كه گل بوسه هاي زخم هاي تنت رادشت شقايق كرده بود./مگر ازكدام باده ي مهر ، مست بودي / كه با تازيانه ي هشتاد زخم ، بر خودحد زدي ؟و

6- باچشماني كه چون تورانديده اند يتيم هستند يا هر چشمي كه تو را نديده است يتيم است با چشماني كه محروم از ديدن توست و با نديدن توتنها وبي كس ويتيم است .

7-هنگام كه به همراه آفتاب /به خانه يتيمكان بيوه زني تابيدي /

وصولت حيدري را /دست مايه ي شادي كودكانه شان كردي /

وبرآ ن شانه كه پيامبر پاي ننهاد /كودكان رانشاندي .

واز آن دهان كه هراي شير مي خروشيد /كلمات كودكانه تراوید

8-قالب شعر سپيد است  -- وزن عروضي ندارد--- درمقام وصف عظمت حضرت علي(ع) كلامش بي ارزش واعتبار است --- درمقابل عظمت آن حضرت كلامش بي ارزش است

9-چون حضرت علي (ع) قرآن ناطق است وشاعرباز شدن فرق سر آن حضرت رابه دست ابن ملجم ملعون همانند كتابي مي داند كه باگشايش آن حقايقي راآشكار ساخته است كه زمينه ي گسترش اسلام گرديد .

شعر تلميحات زيادي دارد ازجمله:

10-            1- خجسته باد نام خداوند، نيكوترين آفريدگاران . تلميح به آيه فتباركاحسن الخالقين ( سوره مومنون آيه 14)

2-    مور ، چه مي داند كه بر ديوار ه اهرام ميگذرد تلميح به اهرام ثلاثه ي عصر كه از عجايب وشگفتهاي جهان است

3-    توآن بلندترين هرمي كه فرعون تخيل مي توان ساخت.

تلميح به اهرام مصروفرعون

4-  چگونه اين چنین كه بلند بر زبر ماسواايستاده أي /دركنار تنور پيرزني جاي مي گيري تلميح به داستان پيرزني كه دربازار كوفه مي زيست و

5-  چگونه شمشيري زهر آگيني پيشاني بلند تو-اين كتاب خداوند را- ازهم مي گشايد تلميح به ضربت خوردن حضرت علي(ع)

6-    چاه ازآن زمان كه تودرآن گريستي جوشان است .

تلميح به زماني كه حضرت علي(ع) سردرچاه ميكرد وبا چاه درددل مي كرد ومي گريست

   زخمي شدن حضرت علي(ع)‌درجنگ احد ، فتح خيبر وكشتن مرحب       ويتيم نوازي و

درس نوزدهم (حديث جواني ودركوچه سار شب)  ص 145

1-بيت دوم (بايادرنگ وبوي تواي نوبهار عشق  

                                                     هم چون بنفشه سر به گريبان كشيده ام

2- آهو ايهام دارد 1- آهوي بيابان

2-عيب

              تشخيص

1-    همچون بنفشه سربه بيابان كشيده ام

2-    موي سپيد را فلك به رايگان نداد .

3-    اي سروپاي بسته به آزادگي مناز

4-    چون خاك درهواي تو ازپاي فتاده ام

5-     چون اشك در قفاي تو با سر دويده ام

3 تكليف كلاسي است

وجه اشتراك : هر دو شعر مضمون واحد دارند آن هم قدر جواني دانستن ، وقت را غنيمت شمردن ،زود گذر بودن عمر است و.

وجه افتراق : شعر پروين تعليمي است ولي شعررهي معيري تعليمي ،غنايي است

شعر پروين در قالب قطعه است ولي شعر رهي معيري درقالب غزل سروده شده است .

4-بيت آخر (( نه سايه دارم و نه بر بيفكنندم وسزاست

                 وگر نه بر درخت تر كسي تبر نمي زند ))

5-بيهوده انتظار كشيدن زيرا نجات بخشي نيست .

6-    هر دو شعر درقالب غزل سروده شده است

نوع ادبي شعر (( حديث جواني )) تعليمي  و شعر (( دركوچه سار شب )) غنايي است.

------------------------------------------------------------------------------خود آزمايي درس (امام شوشتري و)

1-  بعد از خواندن نماز ، مردم سوالات خود را در نامه أي مي نوشتند و به امام جماعت مي دادند و او به يك يك سوالات پاسخ مناسب مي داد .

2-توصيف فرو رفتن در آب ص148 وص150، صيد مرواريد ، توصيف امام جماعت مسجد ص 147، توصيف غذاي مدرسه ي امام شوشتري ص 147

3-ايران

4-  خورشيد به تدريج پايين مي رود و سايه هاي ستون ها و هيكل هاي پاسبانان ، روي خاك اين زمين وايران سلطنتي درازتر مي شود ص 156پاراگراف سوم

× روز در آغوش آسمان زيبا و سبزرنگ بدرود حيات مي گويد .درآسمان رشته هاي باريكي از ابرهاي كوچك به شكل عقيق قرمز ديده مي شود .صداي اذان چوپانان به گوش مي رسد.(ص 157 پاراگراف آخر)

5-    تكليف كلاسي است

وجه اشتراك : هر دو انسان ها را به عبرت گيري از آثار باقي مانده پادشاهان دعوت مي كند . كاخ هايي كه ياد آور عظمت و بزرگي پادشاهان گذشته بوده ،اكنون به صورت خرابه أي بيرون آمده است و بيانگر آن مي باشد كه سرنوشت همه انسان ها چه فقير چه ثروتمند ،چه قوي وچه ضعيف مرگ است .

درس 21 (( خاطرات اعتمادالسلطنه و آن روزها ))ص168 

1-  درحكايت (( اگر ممكن بود )) جايي كه نويسنده حاضر مي شود تمامي دندانهاي اوبکشند ودرعوض دندان شاه خوب شود .

2-  متملق و چاپلوس بودن درباريان شاه ، رشوه خوار بودن شاه ودرباريان وفساد اقتصادي دربار عدم رضايت مردم از وضع دربار ، بي لياقتي درباريان ، بي توجهي شاه ودرباريان به اوضاع كشور ومردم واداره ي مملكت ، توجه پادشاه ودرباريان به تفريح وخوش گذراني وراحتي خود و

3-  خنده برادران ، گريه مادر، غم واندوه ولحن نصيحت گرانه پدر به هنگامي كه اوبر خلاف عادت همگان غذا رابا دودست به دهان برد موجب شد كه حركات ورفتار طه حسين تغيير كند واز زمان به بعد تصميم گرفت كه تمام كارهايش رادرخلوت وبه دور ازديگران انجام دهد وازمردم دوری مي گزيند تا مورد تمسخر آن قرار نگيرد

4-    ابوالعلا معري ، چون ابوالعلا هم مثل او نابينا بود وخود را گرفتار همان مشكلات مي دانست

5-  بسياري ازدعاها وقرآن راازپدر بزرگ نابينا يش آموخت زيرا اتاق اودركنار اتاق پدربزرگش بود كه درهنگام سحر كه بلند مي شد وبه خواندن نماز ودعا مشغول مي گرديد طه حسين آن ها رامي شنيد وياد مي گرفت .

تصنيف خواندني ومرثيه را ازخواهر ومادرش يادگرفت زيرا زنان مصري درهنگام تنهايي ساكت نمي نشستند ودرهنگام شادي تصنيف وترانه ودرهنگام غم وناراحتي باخود به نوحه گري ومرثيه خواني مي پرداختند وخواهر ومادر اوهم ازاين قاعده مستثني نبودند واوبسياري ازمرثيه ها وتصنيف هارا ازآنها فراگرفت .بسياري ازداستان ها وافسانه ها راازطريق محفل هايي كه پدرش با دوستان تشكيل مي دادند وبه خواندن آنها مي پرداختند از آنها فرا می گرفت

خودآزمايي درس بيت ودوم ( شخصي به هزار غم گرفتارم و) ص 175-176

1-  بخت واقبال با من يار نيست وازهمان روز اول بخت من بد بود وسرنوشت وتقدير من چنين بود ازاين روستارگان دشمن من هستند .

2-    جناس: محبوس ومنحوس

مراعات نظير : طالع ، منحوس، اختر

تشخیص: خونخواربودن اختر

كنايه : خونخواربودن اختر كنايه ازدشمن بودن

3- تقدير وسرنوشت وستارگان چون در اكثرابيات خود رابي گناه مي داند

بي گناهي ( عدم) اطلاع ازگناهش ، جلاي وطن ، ستارگان واختران وناداني خودرا علت گرفتاري خود مي داند

4-گفتم من وطالع نگونسارم

5-*من نگويم كه مراازقفس آزاد كنيد     قفسم برده به باغي ودلم شاد كنيد

*ناله ي مرغ اسيراين همه بهر وطن است   مسلک مرغ گرفتارقفس هم چومن است

6-فاطمه فاطمه است/ آري اينچنين بود برادر/حج/هبوط/زن مسلمان/مسئوليت شيعه بودن/ پدر، مادر،مامتهيم /سر عقل آمدن سرمايه داري/فلسفه نيايش/شهادت /بازگشت به خويشتن بازگشت به كدام خويش ؟ ريشه اقتصادي رنسانس/پيام اميد به روشنفكرمسئول و

7-او(حضرت علي(ع) ) برخلاف حكيمان ديگر ،برخلاف نوابع وانديشمندان ديگر كه اگر نابغه اند مرد كار نيستند واگر مرد كارند ، مرد انديشه وفهم نيستند واگر هردو هستند ، مرد شمشير وجهاد نيستند ،واگر هرسه هستند ، مرد پارسايي وپاكدامني نيستند ،واگر هر چهار هستند ، مرد عشق واحساس ولطافت روح نيستند واگر همه هستند خدا رانمي شناسند وخود رادرايمانشان گم نمي كنند وخودشان هستند ، اومردي است درهمه ابعاد انساني ، همچون يك كارگر ، همچون من وتو كار مي كند ، وبا همان پنجه هاي كه آن سطرهاي عظيم خدايي رابر كاغذ مي نويسند ، پنجه درخاك فرو مي برد.

 چاه مي كند قنات احداث مي كند ودرشوره زار آب بر مي آورد.

درست يك كارگر ، امانه درخدمت اين وآن ونه درخدمت خويش .دردل قنات ناگهان فرياد مي زند بالايم بكشيد .وچون به بالاي قناتش مي آورند سرورويش راگل پوشانده است آب فواره مي كشد ودرآن بيابان سوزان پيرامون مدينه نهر جاري مي شود .بني هاشم خوشحال مي شوند ، اما اودرهمان حال نفس نگردانده مي گويد : (( مژده بروارثان من كه ازاين آب يك قطره نصيب اند ))

كه برمن وتو وقف كرده است ، برادر.

                                         (آري اينچنين بود برادر ص 13و14)

خود آزمايي درس بيست وسوم (كعبه ي مخفي )ص 183

1-خدا

2- مخفي ايهام دارد   1- تخلص شاعر ، تشخیص ،تلميح ،تشبيه ،مراعات نظير و..

3- درسخن مخفي شدم مانند بودربرگ گل   هركه خواهد ديدنم گودرسخن بينند مرا

خودآزمايي درس بيست وچهارم ( مسافروريشه ي پيوند) ص 187

1-    سنگر شهيد

2-    اشك آلود بودن دستمال دراثر گريه ، منظور ازپولك قطرات اشك است

3-  دستمال او، دستمالي كه مهر وتسبيح وانگشتر رادرآن قرار داده بود /دستمالي كه با آن زخم بازوي هم سنگرش را مي بست/ دستمالي كه اشك هاي چشم شهيد راپاك مي كرد واشك اورا مي پوشاند

4-  پيوند وعلاقه به اقليم او يعني ايران زيرا خراسان گذشته كه مهد بزرگان  زيادي بوده اند يادآور گذشته وديرينگي روابط دوكشور است .

زيراخراسان بزرگ كه مهد بزرگان زياد وخاستگاه شعر وادب بوده است يادآور گذشته وديرينگي روابط دو كشور است به حال پيوند وعلاقه شاعر به اقليم ادبي يعني ايران رابيان مي كند .

5-احساس لطيف شاعر وشور حماسي وملي وتاريخي وافتخار به پیشینه فرهنگي وعشق اوبه ادبيات ووطن ادبي خود ، ايران امروز وگذشته

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 9:8  توسط   | 

آی آدم ها!

 نیما یوشیج

آی آدم‌ها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یك نفر در آب دارد می‌سپارد جان.

یك نفر دارد كه دست و پای دائم می‌زند،

روی این دریای تند و تیره و سنگین كه می‌دانید.

آن زمان كه مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،

آن زمان كه پیش خود بیهوده پندارید،

كه گرفتستید دست ناتوان را

تا توانی بهتر را پدید آرید،

آن زمان كه تنگ می‌بندید،

بر كمرهاتان كمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟

یك نفر در آب، دارد می‌كند بیهوده جان قربان!



آی آدم‌ها كه بر ساحل بساط دلگشا دارید!

نان به سفره، جامه‌تان بر تن؛

یك نفر در آب می‌خواند شما را.

موج سنگین را به دست خسته می‌كوبد،

باز می‌دارد دهان، با چشم از وحشت دریده،

سایه‌‌هاتان را ز راه دور دیده،

آب را بلعیده در گود كبود و هر زمان بی‌تا بیش افزون،

می‌كند زین آب‌ها بیرون،

گاه سر، گه پا.

ای آدم‌ها!

او ز راه دور این كهنه جهان را باز می‌پاید،

می‌زند فریاد و امید كمك دارد؛

آی آدم‌ها كه روی ساحل آرام در كار تماشایید!

موج می‌كوبد به روی ساحل خاموش،

پخش می‌گردد چنان مستی به جا افتاده بس مدهوش،

می‌رود نعره‌زنان. وین بانگ از دور می‌آید:

ـ «آی آدم‌ها»...

و صدای باد، هر دم دلگزاتر،

در صدای باد، بانگ او رهاتر،

از میان آب‌های دور و نزدیك

باز در گوش آید این نداها.

ـ «آی آدم‌ها»

نیما یوشیج ۱۳۳۸شمسی.مربوط به درس بیست ودوم ادبیات فارسی سال اول.باسپاس ازآقای امینی.دبیرستان نمونه امام علی (ع)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 9:35  توسط   | 

به استقبال اول ارديبهشت روز بزرگداشت «سعدي شيرازي»

اول ارديبهشت روز بزرگداشت «سعدي شيرازي»

همه قبيله من عالمان دين بودند

مرا معلمي عشق شاعري آموخت

مرد دوان دوان خود را به عمارت ديواني فرماندار فارس، «اتابک سعد بن زنگي» رساند و از دربانان خواست که «شيخ عبدالله سعدي شيرازي» را صدا بزنند. دلش نمي‌خواست اين خبر خوش را دربانان دستگاه ديواني فرماندار به شيخ بگويند و مژدگاني قسمت آنها شود؛ براي همين هرچه دربانان اصرار کردند که پيغامت را بگو به شيخ مي‌رسانيم، گفت خصوصي است و خودم بايد خدمتشان عرض کنم. شيخ که آمد و برق چشمان خادم را که ديد، شستش خبردار شد که فرزندش به دنيا آمده. از سلامتي فرزند و جنسيتش که خبردار شد، مژدگاني خادم خانه را داد و او را پي کاري فرستاد و خودش راهي خانه شد. عصر آن روز پسرش را به دست پدربزرگ مادريش داد، تا «مسعود بن مصلح الفارسي» که از عالمان بزرگ شيراز بود، در گوش او اذان بگويد و آن روز نام فرزندش را «مشرف‌الدين» گذاشت.

شيخ عبدالله گرچه در ديوان اتابک کار مي‌کرد، اما از علماي شيراز بود و به امور معنوي مردم هم مي‌رسيد و به همين دليل هم خيلي طبيعي بود که وقتي مشرف‌الدين به چهارسالگي رسيد، آموختن قرآن و نماز را در نزد پدر شروع کند. چند سال بعد علاوه بر اينکه از او خواندن و نوشتن، احکام و ادبيات عربي و فارسي را ياد گرفته بود، آموختن حساب را هم در نزد پدر شروع کرد. اما در همين سالها و سن نوجواني بود که پدر درگذشت. از آن به بعد مشرف‌الدين تحصيل را در نزد پدربزرگش و سپس در محضر علماي شيراز ادامه داد.

در اقصاي عالم بگشتم بسي...

مشرف‌الدين جوان‌تر که شد، مدتي در دربار اتابک مشغول امور ديواني شد اما علاقه او به تحصيل علوم حتي اتابک را هم به اين نتيجه رسانده بود که پسر شيخ عبدالله بايد به تحصيلش ادامه دهد. اما شرايط آن روزگار ايران اصلاً خوب نبود. مغولان ايران را عرصه تاخت و تاز قرار داده بودند و مشغول کشتار و غارتگري بودند. اتابک به او پيشنهاد کرد که چون شرايط ايران آشفته است براي ادامه تحصيل به «نظاميه بغداد» برود که در آن زمان يکي از معتبرترين مراکز علمي جهان اسلام بود. مشرف‌الدين به نظاميه بغداد که رفت، گمشده اش را پيدا کرد. در آنجا در پاي درس عالمان بزرگي چون «امام محمد غزالي» و «شيخ شهاب الدين سهروردي» فلسفه و عرفان خواند. از «شيخ ابوالفرج جوزي» کلام و فقه آموخت و...

اما کمي بعد پاي مغولان به بغداد هم رسيد و به قول خودش در گلستان: «جهان درهم افتاده چون موي زنگي» . ديگر ماندن در بغداد صلاح نبود. ولي براي مشرف‌الدين که ديگر همه او را «شيخ ابومحمد مشرف‌الدين سعدي شيرازي» مي‌ناميدند، رفتن به شيراز خيلي راضي کننده نبود. او مي‌خواست به ممالک مختلف سفر کند و تجربه‌ها بياموزد. پس اول راهي سرزمين حجاز و خانه خدا شد تا حج به جاي بياورد. بعد از سفر حج، سفر دمشق، قدس و طرابلس... را آغاز کرد. اما ديگر انگار جهانگردي جزيي از وجود او شده بود؛ آنقدر که چهل سال بعد از خروجش از بغداد را در سفر گذراند و به بلخ و باميان، کاشغر، هندوستان و ديار مغرب و... سفر کرد. اما بعد آن چهل سال ديگر طاقت نياورد و دلش هواي شيراز را کرد و راهي زادگاه عزيزش شد. بعدها در گلستانش نوشت: «در اقصاي عالم بگشتم بسي، به سر بردم ايام با هرکسي، تمتع به هر گوشه اي يافتم، ز هر خرمني خوشه اي يافتم، چو پاکان شيراز خاکي نهاد، نديدم که رحمت بر اين خاک باد» .

زخاک سعدي شيراز بوي عشق آيد

هزار سال پس از مرگ او گرش بويي

وقتي سعدي به شيراز برگشت، در خانقاه ابوعبدالله بن خفيف همان جايي که امروز آرامگاه اوست ساکن شد و شروع به نگارش تجربيات ساليان در سفر گذشته اش، کرد. آخر او در سالهاي سفرش چيزهاي زيادي ديده و حکايتهاي پند آموز بسياري شنيده بود که مي‌توانست براي ديگران و آيندگان خيلي مفيد باشد. به اين شکل گلستان و بوستان را نوشت. البته گرچه اين دو کتاب از مشهورترين آثار او هستند ولي او در سالهاي اقامتش در شيراز، کتابهاي ديگري چون «قصايد عربي» ، «مجالس پنجگانه» که شامل متن خطابه‌ها و سخنراني‌هاي سعدي است، «نصيحه‌ملوک» و «مراثي» را هم نگاشت. ‏

انوشه مير‌مرعشي.روزنامه اطلاعات بیست وهفت فروردین ۹۰

codex40x

page21
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 22:32  توسط   | 

به استقبال روزسعدی

درآستانه ی اول اردیبهشت "روزسعدی" پیشنهاد ارزنده وراهگشای خودرابرای بزرگداشت این روزبه گروه آموزشی ارائه فرمایید .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390ساعت 23:29  توسط   | 

جدول جدید بارم بندی آرایه های ادبی

جدول جدید بارم بندی آرایه های ادبی

 

نوبت دوم و شهريور

نوبت اول

شماره دروس

 

 

 

5/1

5/.

1

5/.

2

5/.

3

5/.

4

5/.

5

5/.

6

5/.

7

2

5/2

8

5/2

9

5/3

5/2

10

5/2

11

2

12

2

2

13

5/2

14

1

-

15

1

-

16

5/1

-

17

2

-

18

5/.

-

19

1

-

20

1

-

21

1

-

22

1

-

23

5/.

-

24

5/.

-

25

20

20

جمع

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 17:13  توسط   | 

فراخوان کشوری مقاله باعنوان ادبیات آیینی

 

گروه ادبیات فارسی استان قم برگزارمی کند:

 

فراخوان کشوری مقاله باعنوان" ادبیات آیینی"

 

برای اطلاع بیشتربه آدرس زیرمراجعه فرمایید:

 

www.qom-adabiyatfarsi.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم فروردین 1390ساعت 9:44  توسط   | 

امسال نیز یکسره سهم شمابهار...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 15:6  توسط   | 

سال 1390سال جهاداقتصادی

سال ۱۳۹۰ 

سال جهاد اقتصادی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 3:8  توسط   | 

همکاران بزرگوارگروه ادبیات فارسی ودانش آموزان عزیز،سال نومبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 3:0  توسط   |